تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
( 1 ) دو ، او ، اين است ، و دست پسرم على را گرفت ، سپس فرمود : چه اندازه بودن تو با او كم است ، چون از سفر برگردى وصيت كن و كارهايت را اصلاح كن و از هر چه خواهى فراغت جو ، زيرا تو از آنها جدا مىشوى و با ديگران همسايه مىگردى و هر گاه خواستى على ( ع ) را بطلب تا تو را غسل دهد و كفن كند ، زيرا غسل او تو را پاك كند و جز آن درست نباشد ، اين سنتى است كه ثابت شده ، تو در برابر او دراز بكش ( براى اداى نماز بر ميت تو ) و برادران و عموهايش را دنبال سر او به صف كن و به او دستور بده كه تا نه تكبير بر تو بگويد ( نماز ميت عمومى پنج تكبير است و ما زاد آن براى احترام است كه نسبت به بزرگان مذهب مورد رخصت گرديده طبق موارد خاصه و منصوصه ) زيرا وصيت او پا بر جا است و در زندگى تو جانشين تو است ، سپس اولاد خود را جمع كن و گواه بر آنها بگير و خدا را گواه ساز و همان خدا براى گواه بس است . سپس امام كاظم ( ع ) به من فرمود : من در اين سال گرفتار مىشوم و كار امامت با پسرم على ( ع ) است كه هم نام على و على است على اول على بن ابى طالب است و على ديگر ، على بن الحسين ( ع ) به وى فهم و حلم و مهر و دين و محنت على اول عطا شده است و محنت و صبر على ديگر بر آنچه بد دارد و نمىتواند سخنى بگويد مگر چهار سال پس از مردن هارون ، سپس به من فرمود : اى يزيد ، چون به اينجا گذر كنى و او را ببينى و محققاً او را خواهى ديد به او مژده بده كه محققاً براى او پسرى متولد گردد كه امين است و مأمون و مبارك و او به تو خبر دهد كه با من ملاقات كردى ، در اين وقت به او خبر ده آن كنيزكى كه اين پسر از او است ، كنيزكى است از خاندان ماريه كنيز رسول خدا ( ص ) ام
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 489 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى