( 1 ) به من فرمود : عمامه رمز سلطنت خدا عز و جل است و شمشير عزت خدا تبارك و تعالى ، كتاب نور خدا تبارك و تعالى است و اما عصا رمز نيروى خدا است و خاتم رمز جامع همهء اين امور است ، سپس به من فرمود : امر امامت از تو به ديگرى منتقل شده ، گفتم : يا رسول الله به من بنما كدام آنها است آن شخص ، رسول خدا ( ص ) به من فرمود : هيچ كدام از ائمه ( ع ) را نديدم كه از تو نسبت به مفارقت اين امر امامت بىتابتر باشد ، اگر امر امامت روى محبت و دوستى بود ( نسبت به فرزندى ) اسماعيل پيش پدر تو از تو محبوبتر بود ولى اين امر از طرف خدا عز و جل است ، سپس امام كاظم ( ع ) فرمود :
همهء فرزندان خود را از زنده و مرده در نظر آوردم و امير المؤمنين ( ع ) به من فرمود : اين سيّد آنها است و اشاره كرد به على ( ع ) او از من است و من از او و خدا نيكوكاران را دوست دارد .
يزيد گويد : سپس امام كاظم ( ع ) فرمود : اى يزيد اين حديث نزد تو امانت است به آن خبر مده مگر خردمندى يا يك بندهء خدائى كه او را راست و درست بدانى و اگر براى گواهى از تو پرسند طبق آن گواهى بده و اين است فرمودهء خدا عز و جل ( 59 سوره نساء ) :
« به راستى خدا به شما فرمان مىدهد كه امانات را به اهل آن بپردازيد » و نيز براى ما فرموده ( 140 سوره بقره ) « كيست كه ستمكارتر باشد از آن كه يك گواهى از خدا دارد و نهان كند » گويد : پس امام كاظم ( ع ) فرمود : من رو به رسول خدا ( ص ) كردم و گفتم : پدر و مادرم قربانت ، ائمه را برايم جمع كردى كدام آنها او است ( يعنى كدام امام است ) فرمود : آن كه به نور خدا عز و جل مىبيند و به فهم الهى مىشنود و به كمك او سخن مىگويد ، درست است و خطاء ندارد و مىداند و نادانى ندارد و آموخته است از نظر حكمت و دانش هر
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 487
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٨٧