تا صاحب امر امامت آن را از تو بخواهد ، ( يعنى اين نشانهء امام بعد از من است ) چون خبر مرگ آن حضرت به ما رسيد ، ابو الحسن پسرش را فرستاد و آن مال را از من خواست و من به او دادم .
( 1 ) 14 - يزيد بن سليط گويد : ما عازم عمل عمره بوديم كه در ميان راه به امام كاظم ( ع ) بر خورديم من گفتم : قربانت آيا اين جا را مىشناسيد و به خاطر مىآوريد ؟ ، فرمود : آرى آيا تو هم مىشناسى و به خاطر مىآورى ؟ ، گفتم : آرى ، من و پدرم شما را با امام صادق به همراه برادرانت همين جا ملاقات كرديم ، پدرم به آن حضرت گفت : پدر و مادرم قربانت ، شما همه امامانى پاك هستيد ولى مرگ دامنگير همه است ، به من دستورى تازه لطف كنيد تا به جانشين خود باز گويم و بعد از من گمراه نباشد ، امام فرمود : به چشم اى ابا عبد الله ( كنيه سليط بوده ) اينان همه پسران منند و اين آقا و سيد آنها است ( به شما اشاره كرد ) او است كه حكم و فهم و سخاوت و معرفت بدان چه مردم بدان حاجت دارند و در امر دين و دنياشان مورد اختلاف است آموخته و داراى حسن خلق و جواب نيكو به سؤالات است او است بابى از ابواب خدا عز و جل و در او فضيلتى است از همهء اينها بهتر ، پدرم به او عرض كرد : آن چيست ، پدر و مادرم قربانت ؟ فرمود :
خدا عز و جل از صلب او بيرون آورد پشت و پناه اين امت و علم و نور و فصل و حكومت آنها را ، بهترين نوزاد و بهترين پرورده باشد ، خدا به وسيله او خونها را حفظ كند و ميانه مردم را اصلاح نمايد و پراكندگى را بر طرف سازد و رخنه را ببندد و برهنه را بپوشاند و گرسنه را سير كند و ترسنده را آسوده خاطر كند و باران
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 483
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٨٣