گويد : به او جواب رسيد كه به پنج نفر وصيت كرده يكى خود را ابو جعفر منصور و ديگر محمد بن سليمان و عبد الله و موسى و حميده .
( 1 ) 14 - نضر بن سويد مانند اين روايت را نقل كرده جز اين كه گويد : امام صادق وصيت كرد به ابى جعفر و منصور و عبد الله و موسى و محمد بن جعفر و يك آزاد كرده ، امام صادق گويد : ابو جعفر گفت اين اوصياء را نمىتوان كشت .
( 2 ) 15 - صفوان جمّال گويد : از امام صادق ( ع ) پرسيدم از صاحب امر امامت ؟ فرمود : صاحب اين أمر نه لهو دارد و نه لعب و بازى ، و ابو الحسن موسى كه كودكى بود و با خود بزغاله از گوسفندان مكه داشت و به او مىگفت : ( اسجدى لربّك ) آمد ، امام صادق او را بر گرفت و در آغوش كشيد و فرمود : پدر و مادرم قربانت ، كسى كه نه لهو دارد و نه لعب .
( 3 ) 16 - فيض بن مختار گويد : من حضور امام صادق ( ع ) بودم كه ابو الحسن موسى ( ع ) آمد و من به او چسبيدم و او را بوسيدم ، امام صادق ( ع ) فرمود : شما شيعه ، كشتى هستيد و اين ملاح و كشتيبان شما است ، گويد : سال ديگر به حج رفتم و دو هزار اشرفى با خود داشتم و هزار دينار براى امام صادق فرستادم و هزار دينار براى امام موسى ( ع ) و چون خدمت امام صادق ( ع ) شرفياب شدم ، فرمود : اى فيض او را با من برابر دانستى ؟ من عرض كردم : اين كار
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 473
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٧٣