( 1 ) مخصوص كرد .
اى محمد بن على ( ع ) من از حسد بر تو نگرانم ، خدا آن را صفت كفار دانسته و فرموده عز و جل ( 109 سوره بقره ) : « كفار حسود از جانب خود پس از آن كه حق بر آنها آشكار شد » ، اى محمد :
مبادا خداوند عز و جل شيطان را بر تو مسلط كند ، اى محمد بن على ، من خبر ندهم از آنچه از زبان پدرت در بارهء تو شنيدم ؟ گفت چرا ، فرمود : روز جنگ بصره مىفرمود : هر كه دوست دارد در دنيا و آخرت به من نيكى كند بايد به فرزندم محمد نيكى كند ، اى محمد ، اگر بخواهم به تو خبر دهم از زمانى كه نطفهاى بودى در بهشت پدر مىتوانم خبر داد .
اى محمد بن على كه حسين بن على ( ع ) بعد از آنكه جان من رفت و روح از تنم جدا شد ، امام بعد از من است و نام او به امامت نزد خدا جلّ اسمه در كتاب ثبت است ، امامت او به وراثت مستقيم از پيغمبر است به اضافهاى از طرف خدا كه وراثت از پدر و مادرش باشد ، خدا دانست كه شما بهترين خلق او هستيد ، محمد را از ميان شما برگزيد و محمد ، على را برگزيد براى امامت و على ( ع ) هم مرا برگزيد براى امامت و من هم حسين ( ع ) را انتخاب كردم » .
محمد بن على در پاسخ او گفت : تو امامى و تو وسيلهء منى در حضور محمد ( ص ) به خدا دوست داشتم پيش از آن كه اين سخن را از شما شنيده باشم مرده بودم ، هلا در مغز من سخنى است كه دلوها نتوانند آن را تا ته بكشد و بادهاى تند نتوانند دگرگونش سازند چون نوشتهء نقطه دارى در برگ كاغذ مزيّنى نقش شده و من آهنگ اظهار آن داشتم و دريافتم كه كتاب منزل خدا در آن بر من پيشى گرفته و هم آنچه رسولان خدا آورندهاند ، آن سخنى است كه زبان
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 441
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٤١