تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
( 1 ) هر جا مَيل كند ، و فرمود : من در ميان شما دو چيز به جا مىگذارم ، كه اگر بدانها بگرويد هرگز گمراه نشويد : كتاب خدا عز و جل و خاندانم ، عترتم ، ايا مردم بشنويد ، من محققاً تبليغ كردم ، شما فرداى قيامت سر حوض بر من وارد مىشويد و از شما از آنچه در باره ثقلين كرديد باز پرسم كه ثقلين كتاب خدا جل ذكره و خاندان منند ، از آنها جلو نيفتيد تا هلاك شويد ، به آنها چيزى نياموزيد كه آنها از شما داناترند ، و حجت نسبت به امامت على تمام شد هم به قول پيغمبر هم به قرآنى كه مردم مىخوانند و پياپى فضل خاندانش را در ضمن سخن به مردم مىفهمانيد و با قرآن هم بيان مىداشت . ( 33 سوره احزاب ) : « همانا خدا مىخواهد كه رجس و پليدى را از شما - خصوص اهل بيت - ببرد و شما را به خوبى پاك كند » . و فرمود ( 41 سوره انفال ) : « بدانيد هر آنچه را به غنيمت گرفتيد و هر آنچه بهره يافتيد به راستى خمسش از آن خدا و رسول و از آن ذى القربى است » و سپس فرمود ( 26 سوره اسراء ) « و بده به ذى القربى حقش را » مقصود از ذى القربى على ( ع ) بود و حقش آن وصيتى بود كه خدا برايش مقرر كرده بود با اسم اكبر و ميراث علم و آثار نبوت پس خدا فرمود : ( 23 سوره شورى ) « بگو ( اى محمد ) من از شما مزدى نخواهم جز دوستى در بارهء خويشان » و باز فرمود : ( 8 و 9 سوره تكوير ) « و وقتى كه از دختر زنده به گور باز پرسى كنند كه به چه گناهى كشته شده ؟ » ( از مودت و دوستى پرسند كه چرا زير پا رفته ؟ ) مىفرمايد : از شما بپرسند از مودت و دوستى كه فضل آن در قرآن به شما نازل شده يعنى مودت ذوى القربى كه به چه گناهى كشتيد آنها را . و باز فرمود خدا جل ذكره ( 43 سوره نحل ) : « پس بپرسيد از اهل ذكر اگر شما خود نمىدانستيد » فرمود : كتاب خدا همان ذكر است