تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
يَعْلَمُونَ
» ( 1 ) « سلام باد شما در آينده مىدانيد - بدانند - » و از فضل وصىّ خود يارى كرد و در دل آنها نفاق افتاد و رسول خدا ( ص ) آن را دانست و هم آنچه را مىگفتند و خدا جلّ ذكره فرمود ( 97 سوره حجر ) : « محققاً ما مىدانيم سينه‌ات بدان چه گويند تنگ مىشود » ( 22 سوره انعام ) : « به راستى آنها تو را دروغگو نشمارند ولى ستمكاران به آيات خدا انكار ورزند » . آرى آنها بىدليل انكار مىكردند و رسول خدا ( ص ) دل آنها را به دست مىآورد و گرم مىكرد و برخى را وسيلهء پذيرش برخى ديگر مىنمود و خرده خرده فضل وصى خود را به آنها اظهار مىكرد تا اين سوره نازل شد و بر آنها حجت آورد چون مرگ وى به وى اعلام شده بود و خبرش داده بودند خدا جلّ ذكره فرمود : « ألم نشرح » « چون فارغ شدى نصب كن و به سوى پروردگارت روى كن » مىفرمايد : چون فراغت يافتى رهبر خود را منصوب كن و وصى خود را به مردم اعلام كن و فضل او را بىپرده و آشكارا بيان كن ، آن حضرت فرمود : هر كه را من آقا و مولا هستم على آقا و مولا است ، بار خدايا دوستش را دوست دار و دشمنش را دشمن دار - تا سه بار . و باز فرمود : ( در فتح خيبر ) هر آينه مردى را براى فتح خيبر برانگيزم كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش او را دوست مىدارد ، گريزنده نيست ( در اين بيان گوشه مىزد به كسى كه از درِ قلعهء خيبر بىنتيجه برگشته بود و اصحاب خود را ترسو قلمداد مىكرد و اصحابش او را ترسو مىشمردند ) و باز فرمود : على ( ع ) سيد مؤمنان است ، و فرمود : اين على ( ع ) همان كس است كه بعد از من در راه حق شمشير مىزند ، و فرمود : حق با على است