( 1 ) 4 - ضريس كناس گويد شنيدم امام باقر ( ع ) در محضر جمعى از اصحابش ميفرمود : در شگفتم از مردمى كه پيرو ما هستند و ما را پيشواى خود دانند و گويند طاعت ما واجب است بر آنها چون طاعت رسول خدا ( ص ) ، سپس دليل خود را خرد كنند و خود را در برابر مخالفان محكوم نمايند بواسطه سستى دل خود ، و از حق ما بكاهند ، و آن حقشناسى را كه خدا برهان روشن حق معرفت ما و تسليم به امر ما را به دو عطا فرموده عيب كنند آيا مىپذيريد كه خداى تبارك و تعالى طاعت اولياء خود را بر بندگانش واجب كند و سپس اخبار آسمان و زمين را به آنها نرساند و مايه و پايهء علم امورى كه از آنها سؤال مىشود به روى آنها ببندد و از آنها ببرد ، در صورتى كه قوام دين آنها همين است .
حمران عرض كرد : قربانت ، شما مىدانيد كه چه واقع شد در قيام على بن ابى طالب و حسن و حسين و خروج و نهضت آنها براى دين خدا عز و جل ، و چه به آنها رسيد از كشتار سركشان و پيروزشدنشان به آن امامان معصوم تا شهيد شدند و مغلوب شدند .
امام باقر ( ع ) فرمود : اى حمران ، خدا تبارك و تعالى آن مصيبت را براى آنها مقدر كرده بود و حكم را با قيد اختيار خودشان صادر و مورد اجراء و عمل قرار داده بود ، و سپس آن را اجراء كرد با سابقهء علم آنها بدان از طرف رسول خدا ( ص ) . على و حسن و حسين ( ع ) قيام كردند و هر كدام از ما كه خموشى گزيد از روى علم و بصيرت بود ، اى حمران اگر در موقع گرفتارى و يورش سركشان به آنان از خداوند درخواست مىكردند كه شر آنها را بگرداند و اصرار مىنمودند كه از آنها دفع بلا كند و آن سركشان را نابود سازد و ملكشان را زائل كند هر آينه آنها را اجابت مىكرد
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 309
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٠٩