( 1 ) مجاورت اهل علم و كسب فقه ( و بصيرت در دين خ ل ) جهادى واجب ندانم .
( 2 ) 8 - گويد : مردى به امام باقر ( ع ) عرض كرد : يا ابن رسول الله بر من خشم مكن . امام ( ع ) فرمود : براى چه . مرد عرض كرد :
براى آنچه مىخواهم از شما بپرسم . امام ( ع ) فرمود : بگو هر چه خواهى . مرد عرض كرد : خواهش دارم خشم نكنى . امام ( ع ) فرمود : خشم نخواهم كرد . مرد عرض كرد : بفرمائيد به من اينكه فرمودى در بارهء شب قدر و فرود آمدن فرشتهها و روح در آن شب بر اوصياء ، آيا امر و دستورى براى آنها مىآورند كه رسول خدا ( ص ) آن را نمىدانست يا امر و دستورى مىآورند كه رسول خدا ( ص ) آن را مىدانست ، با آنكه شما خود مىدانيد كه رسول خدا ( ص ) وفات كرد و چيزى نبود كه بداند جز آنكه همه را على ( ع ) حفظ كرده بود و در دل داشت .
امام ( ع ) فرمود : اى مرد مرا با تو چه كار است ، چه كسى تو را نزد من آورده است ، مرد عرض كرد : سرنوشت ، مرا نزد تو آورده است براى طلب دين ، امام ( ع ) فرمود : پس آنچه به تو مىگويم خوب بفهم ، چون رسول خدا ( ص ) را به معراج بردند فرود نيامد تا خدا جل ذكره به او آموخت علم هر چه بود و هر چه خواهد بود و بيشتر اين علم و دانش او كلى و اجمالى بود كه تفسير و شرحش در شب قدر مىآمد و همچنين على بن ابى طالب ( ع ) كليات علوم را مىدانست و شرح و تفسير آن در شب قدر براى او مىآمد چنانچه نسبت به رسول خدا ( ص ) همچنين بود .
مرد عرض كرد : در اين كليات تفسيرى نبوده است ؟
امام ( ع ) فرمود : چرا ، ولى اين تفاصيل به دستور از طرف خداى
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٧٥