تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
( 1 ) تعالى در شبهاى قدر براى پيغمبر و امام مىآيد بطور بخشنامه چنان كن و چنين كن ، به خاطر چيزى كه خودشان آن را مىدانند ، دستور دارند كه چگونه در آن عمل كنند . مرد گويد : گفتم : اين موضوع را براى من تشريح كنيد . امام ( ع ) فرمود : رسول خدا ( ص ) از دنيا نرفت تا آنكه حافظ كليات علم و تفسير آن گرديد . مرد گويد : من گفتم : پس آنچه در شبهاى قدر براى آن حضرت مىآمد چه بود ؟ امام ( ع ) فرمود : دستور و تسهيل نسبت بدان چه كه پيش مىدانست . مرد عرض كرد : پس در شبهاى قدر جز آنكه از پيش مىدانستند براى آنها علمى پديد نمىشد . امام ( ع ) فرمود : اين مقامى است كه دستور دادند آن را كتمان كنند و تفسير آنچه در اين پرسش طرح كردى جز خداى عز و جل نمىداند . مرد سائل عرض كرد : آيا اوصياء چيزى را مىدانند كه انبياء نمىدانستند ؟ امام ( ع ) فرمود : نه ، چطور وصى چيزى مىداند جز آنچه به او وصيت شده است . مرد سائل عرض كرد : براى ما روا است كه بگوئيم يكى از اوصياء چيزهائى مىداند كه وصى ديگر نمىدانست ؟ امام ( ع ) فرمود : نه ، هيچ پيغمبرى نميرد تا دانش خود را يك جا به وصى خود تحويل دهد و نزول ملائكه و روح در شب قدر هر سالى نسبت به حكمى است كه در آن سال وظيفهء عباد است . مرد سائل عرض كرد : آنها پيش از اين ، حكم را ( كه در شب قدر براى هر سال نازل مىشود ) نمىدانستند ؟ امام ( ع ) فرمود : چرا ، آن را مىدانستند ولى به هيچ وجه اجراء آن را نمىتوانستند تا دستور بگيرند در شبهاى قدر كه تا سال آينده چه كنند . مرد سائل عرض كرد : اى ابا جعفر من نمىتوانم منكر اين