( 1 ) مىشناسى ؟ گفتم : آرى ، اين هر دو از اهل بازار ما هستند و زيدىاند و معتقدند كه شمشير رسول خدا ( ص ) پيش عبد الله بن الحسن است ، فرمود : هر دو دروغ گويند و خدايشان لعنت كند ، به خدا عبد الله بن الحسن به چشمهاى خود آن را نديده است و نه با يك چشم ، و پدرش هم آن را نديده بود ، بار خدايا مگر اينكه آن را نزد على بن الحسين ( ع ) ديده باشد ، اگر راست گويند بايد بگويند كه در دستهء آن چه نشانهاى است و در تيغهء آن چه اثرى مانده است ، به راستى شمشير رسول خدا ( ص ) نزد من است ، پرچم رسول خدا ( ص ) نزد من است ، جوشن رسول خدا ( ص ) نزد من است ، اگر راست مىگويند زره رسول خدا چه نشانهاى دارد ، نزد من است پرچم پيروز بخش رسول خدا ( ص ) ، نزد من است الواح موسى و عصايش ، به راستى نزد من است خاتم سليمان بن داود ( ص ) ، به راستى نزد من است طشتى كه موسى بن عمران قربانىها را در آن مىگذارد ، نزد من است همان اسمى كه چون رسول خدا ( ص ) ميان مسلمانان و مشركان - در جبههء نبرد - قرار مىداد ، يك چوبه از مشركان به مسلمانان نمىرسيد ، نزد من است همان نمونهاى كه فرشتهها آوردند ، مثل سلاح در ما خاندان مثل تابوت است در بنى اسرائيل ، شيوهء بنى اسرائيل اين بود كه در خاندانى كه تابوت عهد بود نبوت در آن خاندان بود و هر كس از ما خاندان ، سلاح پيغمبر را دريافت امامت به او داده شود ، به راستى پدر من بود كه زره رسول خدا ( ص ) را پوشيد و دامن آن به زمين مىكشيد و من هم پوشيدم و همچنين بود و چون قائم ما آن را در بر كند به اندامش رسا باشد .
ان شاء الله .
( 2 ) 2 - عبد الاعلى بن اعين گويد : شنيدم امام صادق ( ع ) مى
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 221
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٢١