اين عنوان در پارهاى نسخ وجود ندارد و روايت مندرجه زير آن جزء باب پيش درج شده است . در بعضى نسخ هم به همان كلمهء ( باب ) اكتفا شده و جملهء بعد را ندارد و اين انسب است ، زيرا اين مضمون بر خبر وارده منطبق نيست و مفهوم روشنى هم ندارد ، و چون مضمون اين خبر با عنوان باب پيش هم انطباق كامل ندارد مناسب است به كلمهء ( باب ) ممتاز گردد . معرفت كه در پارسى شناختن است ، با علم كه دانش است يك مفهوم نيستند ، معرفت نسبت به جزئيات و با سابقه بىمعرفتى است ولى دانش اعم است ، از اين رو خدا را عالم گويند ولى عارف در اسماء الهيه وارد نشده است و معرفت هم در كليات اطلاق شده و از نظر انسان چون سابقهء ندانستن دارد ، علم و معرفت تفاوتى ندارند و به همين نظر در اين روايت معرفت را برابر جهل آورده كه مساوى با ندانستن است .
پديدهء علم در انسان ، راه دانش يافتن ، سرچشمهاى كه علم انسانى از آن مىتراود ، چه چيز را بايد دانست ، موضوعاتى است كه تاريخ علمى بشر در اطراف آن دور مىزند .
علم : هر چه در خاطر گنجد . علم : هر چه انسان را به يقين رساند . علم :
آنچه از يك فرمول آزمايش شده محرز گردد . اينها نظرياتى است كه در هر تاريخى دانشمندان يكى از آنها را مورد توجه ساختهاند .
از نظر موضوعات علمى هم نظريات بسيار مختلف است و در هر تاريخى بشر توجه به دانستن يك مطالبى كه مناسب وضع زندگى و پرورش اجتماعى و منطقهء زيست او بوده است داشته .
و در تاريخ اديان الهيه بطور كلى دانستن ما وراء ماده . الهيات : دانستن اصول اخلاق ، دانستن احكام و مقررات عبادات و امور اجتماعى مورد توجه بوده است .
راه دانش : فكر و كاوش بشرى ، وحى الهى ، الهام از موجودات نامرئى چون عقول و ملائكه و جن و . . و . . در علم به معارف دينى و احكام از نظر اسلام :
نصوص صادره از خدا و پيغمبر ، استنباطات عقليه چون قياس و استحسان و . . و . .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحه 653
پدیدآورندگان: الشيخ الكليني
ص۶۵۳