( 1 ) واماند و اوهام خلائق در آستان وصفش نارسا است ، آغاز پيش از هر چيز است و پيش از خودى ندارد ، و انجام پس از هر چيز است و پس از وى تحقق نيابد ، به نيروى قهرش بر همه چيز چيره است و هر جايى را بىنياز به انتقال و بىچشم ديده است ، هيچ سايندهاى نسايدش و هيچ حسى نيابدش ، او است كه در آسمانها معبود است و در زمين هم معبود است ، او است على و حكيم ، هر كه را آفريد نقشه او را درست و محكم كشيد ، نه نقشه پيشينى بود و نه خستگى در او پديد شد در آفرينش هر چه آفريد ، هر چه را خواست آغاز نهاد و هر چه را خواست ايجاد كرد چنانچه مىخواست او دو مركز ثقل هستى كه جن و انس باشند تا ربوبيتش را بدين وسيله بشناسند و عهدهء طاعتش به گردن بسپرند همه سپاس شايسته او را به آستانش تقديم داريم به خاطر همه نعمتهاى او و از او رهبرى جوئيم براى كارهاى درست خود و به او پناه بريم از كردارهاى بد خود و از او آمرزش جوئيم به گناهانى كه از ما سر زده است و گواهيم كه شايستهء پرستش جز خدا نيست و بر اينكه محمد ( ص ) بنده و رسول او است ، او را به راستى و درستى به پيغمبرى برانگيخته تا دليل و رهنماى به او باشد ، او هم از گمراهى به راه آورد و ما را از گرداب نادانى بر گرفت ، هر كه فرمان خدا و رسولش را برد به كاميابى بزرگى رسد و ثواب شايانى در يابد و هر كه نافرمانى خدا و رسولش كند محققا به زيان هويدائى اندر است و عذاب دردناكى را سزاوار است ، از دل بكوشيد به سوى آنچه از شنوائى و فرمانبرى و خير خواهى مخلصانه و پشتيبانى مؤثر بر شما لازم است ، خود را كمك دهيد بوسيله پايش در روش درست و راست و دورى از كارهاى بد و ناشايست ، حق را ميان خود داد و ستد كنيد و در برابر من با آن
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 411
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤١١