تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
( 1 ) را پديد نكرده تا سلطنت خود را تاييد كند و يا بيم نيستى و كاستى از خود بگرداند يا در برابر حريف ستيزه‌جو و هم چشم فزون طلب و شريك لجباز از آن كمك گيرد ، بلكه سراسر جهان آفريده‌هائى پرورده و بندگانى آستان بوسند . منزه باد آنكه آفرينش هر آنچه دست به كار او شده و پرورش هر چه آفريده بر او سنگين نيفتاده و از ناتوانى و سستى آفرينش را به همين كه هست خاتمه نداده ، دانسته هر چه را آفريده و آفريده آنچه را دانسته ، نه آنچه را آفريده بر اثر انديشه و علم تازه‌اى بوده است و نه نسبت بدان چه نيافريده شبهه و ترديدى داشته ، ولى سبب هر دو قضاء نقض ناپذير و دانش نكته سنج و فرمان استوار او است ، به پروردگارى يكتائى گرفته و خود را به يگانگى ويژه ساخته و مجد و ثناء را از آن خود شناخته و به توحيد و مجد و نور بخشى تنها مانده . حمد و سپاس تنها او را سزاست و مجد و بزرگوارى حضرت او را روا است ، برتر است از آنكه پسرانى پذيرد و پاك‌تر و مقدس‌تر از آنكه با زنان بياميزد ، عزيز و و الا است از آنكه همسر شريك شود ، در آنچه آفريده ضدى ندارد و در آنچه دارد همطرازى برايش نيست و احدى در ملك او شركت ندارد ، يگانه يكتاى بىنياز و روزگار برانداز و جاى گير عمر هستى ، آنكه هميشه بوده و هميشه باشد يگانه و ازلى ، پيش از آغاز روزگار و پس از گذشت امور سراسر جهان ، آنكه نه بر افتد و نه تمام شود ، بدين روش بستايم پروردگارم را ، نيست شايسته پرستشى جز خدا بزرگوارى است ، وه چه بزرگ ، والائى است وه چه و الا ، عزيزى است وه چه عزيز ، و برتر است از آنچه ستمكاران بناحق در باره او گويند بسيار بسيار .