و به مكانش محدود سازم كه در آن باشد و او را وصف نكنم كه با اركان و اعضائى جنبش كرده است و او را به گشودن لب متصف ندانم ولى چنان گويم كه خداى تبارك و تعالى خودش فرموده است ( 82 سوره يس ) : « باش پس مىباشد » به محض خواستش ، بىترديدى در دل ، او صمد است و تنها است ، نياز به شريكى ندارد كه چيزى از ملكش به ياد او آرد و درى از دانش او بگشايد .
( 1 ) 3 - عيسى بن يونس گويد : ابن ابى العوجاء به امام صادق ( ع ) عرض كرد در ضمن يك مصاحبه و گفتگوى با آن حضرت كه :
شما نام خدا را بردى و به يك ناديدهاى حواله دادى ، امام فرمود : واى بر تو چگونه غائب و ناديده باشد كسى كه همراه خلق خود شاهد و گواه است و از رگ گردن به آنها نزديكتر است ؟
سخن آنها را مىشنود و شخص آنها را مىبيند و راز آنها را مىداند . ابن ابى العوجاء گفت : آيا او در هر جا هست ؟ وقتى در آسمان است چگونه در زمين است و وقتى در زمين است چطور در آسمان است ؟
امام فرمود : تو وصف مخلوق را در نظر آوردى كه چون از جايى برود ، جايى او را در برگيرد و جايى از او تهى ماند و در اينجا كه آمده نداند در آنجا كه بوده چه پديد شده ، اما خداى عظيم الشأن و ملك ديّان از هيچ مكانى خالى نشود و هيچ مكانى او را در برنگيرد و به جايى از جاى ديگر نزديكتر نيست .
( 2 ) 4 - محمد بن عيسى گويد : به ابو الحسن على بن محمد ( ع )
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٦٣