تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
( 1 ) خود و از آن جاندارانى كه در لجه‌هاى دريا و در پوست درختها و در بيابان‌ها و دشتهايند و با هم سخن كنند و به بچه‌هاى خود چيز بفهمانند و غذا براى آنها ببرند ، پس از اين ، موضوع رنگ آميزى آنها است ، سرخ با زرد و سفيد با سرخ ، و اينها از بس ريزند به چشم ما ديده نشوند و به دست نيايند ، از ملاحظهء اينها دانستيم كه آفرينندهء اين خلق لطيف است و لطافت نموده در آفريدن آنچه نام برديم بىچاره بىچاره‌جوئى و ابزار و آلات ، و باز متوجه شويم كه هر كه چيزى سازد از ماده‌اى سازد و خداى آفريننده لطيف جليل آفريده و ساخته نه از چيزى و نه از ماده حاضرى . ( 2 ) 2 - از امام رضا ( ع ) نقل است كه فرمود : بدان ( خدايت خير آموزد ) كه به راستى خداى تبارك و تعالى قديم است و واجب الوجود و قديم بودنش همان صفتى است كه رهنماى خردمند است بر اينكه چيزى پيش از او بوده و نه چيزى با او در دوام هستى شريك است ، به اعتراف عموم مردم خردمند براى ما روشن است از نظر اقتضاء اين صفت كه پيش از خدا چيزى نبوده و به همراه او هم در بقاء و ابديت چيزى نباشد و گفتار كسى كه گويد : پيش از او يا همراه او چيزى است باطل است براى آنكه اگر چيزى در بقاء با خدا همراه باشد و توان گفت تا خدا بوده او هم بوده است نتواند بود كه خدا آفريننده آن باشد زيرا فرض اين است كه از ازل همراه او بوده و چگونه خدا خالق چيزى است كه از ازل با او است و اگر چيزى پيش از خدا باشد بايد مبدأ آن چيز باشد نه اين و آن مبدأ نخست شايسته‌تر است كه خالق آن مبدأ باشد ( خالق دوم باشد خ ل ) . سپس خدا خود را به اوصافى ستوده است و به اعتبار اينكه