تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١

( كليات گفتار در باره صفات ذات و صفات فعل )

تعريفات و قواعد :

( 1 ) 1 - وصف خدا به مركب از دو چيزى كه موجود باشند ، نشانه صفت فعل است . مثال - تو در عالم در باره خدا ثابت مىكنى ما يريد و ما لا يريد - آنچه اراده كند و اراده نكند ، ما يرضاه و ما يسخطه - آنچه خشنودش كند و آنچه به خشمش آرد ، آنچه دوست دارد و آنچه دشمن دارد ، اينها همه صفات فعل باشند و اگر اراده هم مانند علم و قدرت صفت ذات بود ، وجود ما لا يريد اين صفت را نقض مىكرد و موجب بروز اختلال در ذات حق مىشد ، اگر ( ما يحب ) صفت ذات بود ( ما يبغض ) نقض آن بود ، نبينى كه در عالم هستى چيزى درك نكنيم كه بر او صادق آيد خدا او را نمىداند يا بر او قدرت ندارد . 2 - صفات ذات خدا كه ازلى هستند در عالم هستى زمينه مخالف ندارند ، ما هرگز خدا را وصف نكنيم به اينكه : قدرت دارد ، عجز دارد ( يعنى دو جمله ما يقدر و ما لا يقدر عليه ) صادق نباشد يا اينكه علم دارد و جهل و سفه دارد و حكمت دارد و خطاء دارد ، عزت دارد و ذلت دارد ، يعنى اين جمله‌ها : ( ما يعلم و مالا يعلم ما احكم خلقه و مالم يحكم خلقه يعز و لا يعز ) هيچ كدام صادق نباشند ولى صحيح باشد كه گفته شود : الف - دوست دارد خدا هر كه اطاعت او كند و دشمن دارد