( 1 ) 2 - بكير بن اعين گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : دانش و خواست خدا ، دو چيزند يا يكى ؟ فرمود : دانستن خواستن نيست ، ندانى كه گوئى : اين كار را بكنم اگر خدا خواهد و نگوئى اين كار را بكنم اگر خدا داند ، اينكه گوئى اگر خدا خواهد دليل است كه هنوز نخواسته و اگر خواهد همان باشد كه او خواهد چنانچه او خواهد و دانستن خدا پيش از خواستن و مشيت است .
( 2 ) 3 - صفوان بن يحيى گويد : به ابى الحسن ( ع ) گفتم : به من خبر ده از اراده از طرف خدا و از طرف خلق ، گويد : در پاسخ من فرمود : اراده در خلق همان آهنگ درون است و آن كارى كه پس از آن از آنها عيان گردد ، و اما از طرف خداى تعالى اراده همان پديد آوردن فعل است نه جز آن زيرا خدا زمينهسنجى و توجه قلبى و انديشه ندارد ، اين صفات در او نيست و از صفات خلق است و ارادهاش همان فعل است و نه جز آن . بدان گويد : باش و مىباشد ، بىلفظ و نطق به زبان و توجه دل و تفكر و اين طرز آفرينش او هم چگونگى ندارد و قابل توصيف نيست چنانچه خود او چگونگى ندارد .
( 3 ) 4 - امام صادق ( ع ) فرمود : خدا خود مشيت را بىواسطه آفريد و همه چيز را به مشيت آفريد .
( 4 ) 5 - يكى از اصحاب ما گويد : من در مجلس امام باقر ( ع )
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣١٧