خدا گفتهاند پرسيدم ، جواب نوشت : گيجى سرگردان را از خود دور كن ، و از شيطان به خداوند پناه بر ، قول حق آن نيست كه آن دو هشام گفتهاند .
( 1 ) 6 - يونس بن ظبيان مىگويد : خدمت امام صادق ( ع ) رسيدم و به آن حضرت عرض كردم كه : هشام بن حكم گفتار ناهنجار مفصلى دارد و من چند كلمهاش را براى شما مختصر مى كنم ، او معتقد است كه خدا جسم است زيرا چيزها دو قسم باشند :
جسم ، و اثر و كار جسم ، و نمىشود كه صانع فعل و اثر باشد ولى جائز است كه فاعل باشد .
امام صادق ( ع ) فرمود : واى بر او ، نمىداند كه جسم محدود است و نهايت دارد و صورت هم محدود است و نهايت دارد ، اگر داراى حد شد در معرض فزونى و كاستى است و هر چه در معرض فزونى و كاستى است مخلوق است . گويد : گفتم : پس من در اين باره چه بگويم ؟ فرمود : خدا نه جسم است و نه صورت ، او جسم آفرين همه اجسام و صورتگر صور است ، جزء ندارد ، نهايت ندارد ، فزون نشود و نكاهد ، اگر چنان باشد كه آنها گويند ميان خالق و مخلوق و آفريننده و آفريده فرقى نماند ، ولى او پديدارنده است و فرق او با كسى كه جسمش آفريده و صورتگريش كرده و پديدش آورده اين است كه چيزى به او نماند و او هم به چيزى نماند .
( 2 ) 7 - حسن بن عبد الرحمن حمانى گويد : به ابى الحسن موسى
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٠٥