تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
توحيد بپرسم ، او خود برايم ديكته كرد كه : حمد از آن خدا است كه همه چيز را پديده هستى داده و ابتكارى به جا نموده است ، نه چيزى پيش آفرينش او بوده تا اختراع صدق نكند و نه علت و سببى در ميان بوده كه ابتكار درست نيايد ، هر چه را چنانچه خواست آفريد و در اين آفرينش تنهائى گزيد براى اظهار حكمت و حقيقت ربوبيت خود ، خردها او را در چنگ نيارند و اوهام به وى نرسند ، ديده‌ها او را درك نكنند و در اندازه نگنجد ، زبان تعبير در برابر آستان او درمانده و ديده‌ها در فرود هستى او خود را ببازند ، صفات گوناگون در حضرت او گم و سرنگونند ، بىپرده در نهانى عميق نهفته است و بىپوشش كلانى خود را در پرده گرفته ، ناديده شناخته شده و بىتصوير ستوده گرديده و بىجسمى نشانه‌گذارى شده ، نيست شايسته پرستشى جز خداى بزرگ و برتر . ( 1 ) 4 - محمد بن حكيم گويد : براى أبو ابراهيم ( امام كاظم ع ) گفتهء هشام بن سالم جواليقى را بيان كردم و گفتهء هشام بن حكم را حكايت نمودم كه خدا را جسم دانند ، فرمود : به راستى چيزى به خداى تعالى مانند نيست ، چه هرزه‌درائى و ياوه‌سرائى كهتر از گفتار كسى است كه آفريننده هر چيز را به جسم بودن يا صورت يا وضع مخلوق يا محدوديت يا به داشتن اندام وصف كند ، خدا بسيار از اين گفتار برتر است . ( 2 ) 5 - محمد بن فرج رخجى گويد : به ابى الحسن ( ع ) نوشتم و از او در بارهء آنچه هشام بن حكم و هشام بن سالم در صورت داشتن