( 1 ) ادراك بوسيلهء تماس معرفت اشكال است از مربع و مثلث و معرفت نرمى و زبرى ، گرمى و سردى .
و اما ادراك بىتماس و مداخله در ديدن چشم است كه چيزها را بىتماس و مداخله در جاى آنها يا در خودش درك مىكند ، ادراك به ديده ، راهى دارد و سببى ، راهش هوا است و سببش روشنى و نور ، هر گاه راه آن پيوسته باشد ميان چشم و شىء منظور ، و سبب آن هم موجود باشد ، ديده آنچه را كه از الوان و اشخاص تحمل تواند درك كند و چون ديده متوجه چيزى شود كه راه نداشته باشد بر مىگردد و منعكس مىشود و ما وراء خود را مى نمايد مانند كسى كه در آينه نظر كند چون ديده او در آينه نفوذ نتواند كرد و راه عبور ندارد بر مىگردد و ما وراء خود را مىنمايد ، زيرا راه نفوذ ندارد و همچنين كسى كه در آب زلال نظر كند ، ديد او بر مىگردد و ما وراء خود را مىنمايد زيرا راه نفوذ ندارد .
اما دل ، تسلط او بوسيله هواست و آنچه را در هوا است درك مىكند و توهم مىنمايد و اگر دل بدان چه در هوا نيست متوجه نشود برگشت كند و آنچه در هوا است مىنمايد ، براى خردمند نشايد كه دل را متوجه كند بدان چه در هوا وجود ندارد از امر توحيد و خداپرستى ، و اگر چنين كند همانى را كه در هوا باشد توهم كند چنانچه در موضوع امر بصر گفتيم ، خدا برتر است از اين كه شبيه خلقش باشد .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 289
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٨٩