رابطه جريان رؤيتى كه در ميان آنها لازم است بايد همانند باشند و اين همان تشبيه خدا است به خلق ، زيرا اسباب و شرائط بايد به مسببات خود متصل باشند تا نتيجه مطلوبه بدست آيد .
( 1 ) 5 - عبد الله بن سنان از پدرش روايت كرده كه گفت : در خدمت امام باقر ( ع ) بودم كه مردى از خوارج شرفياب محضرش شد و به او گفت : اى ابو جعفر ، چه چيز را مىپرستى ؟ فرمود :
خداى تعالى را ، گفت : او را ديدى ؟ فرمود : بلكه چشمها به ديدار او را نبينند ولى دلها به ايمان درستش در يابند به سنجش شناخته نشود ، به حواس درك نگردد ، به مردم نماند ، به آيات و نشانه وصف شود و به نشانهها شناخته گردد ، به خلاف و ستم حكم نكند ، آن است خدا ، نيست شايسته پرستشى جز او . راوى گويد :
آن مرد بيرون مىرفت و مىگفت : خدا داناتر است كه رسالت خود را كجا مقرر كند .
( 2 ) 6 - امام صادق ( ع ) فرمود : دانشمندى آمد خدمت امير مؤمنان و عرض كرد : اى امير المؤمنين ، پروردگارت را گاه پرستش او ديدى ؟ گويد : به او فرمود : واى بر تو ، من آن نيستم كه خداى نديده را بپرستم ، گفت : چگونهاش ديدى ؟ فرمود : واى بر تو ، چشمها به ديدار عيانى وى نرسند ولى دلها به ايمان درستش دريابند .
( 3 ) 7 - عاصم بن حميد گويد : با امام صادق ( ع ) در باره رؤيت
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 283
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٨٣