( 1 ) ممكن است مردى به همهء خلق توجه كند و به آنها خبر دهد كه از طرف خدا آمده و به دستور خدا آنها را به سوى خدا مىخواند و مىگويد :
1 - ديدهها او را درك نكنند .
2 - او را در علم خود نگنجانند .
3 - به مانند او چيزى نباشد .
و سپس بگويد من خودم او را به چشم خود ديدهام و او را در علم خود گنجانيدهام و او به صورت آدمى است ؟ شرم نمى كنيد ؟ بىدينها هم نتوانستند پيغمبر اسلام را از اين راه انتقاد كنند كه : تناقض مىگويد ، از طرف خدا چيزى مىآورد و از راه ديگر مخالف آن را مىگويد .
ابو قره گفت : خدا هم مىفرمايد ( آيه 13 سوره نجم ) : « و محققا او را در يك فرود آمدن ديگرى ديد » امام فرمود : پس از خود همين دليل هست كه چه را ديده آنجا كه گفته است ( 11 سوره نجم ) : « دروغ شمرد دل آنچه را ديد » مىگويد : دل محمد دروغ نشمرد آنچه را چشم او ديد ، سپس آنچه را ديده بود خبر داد و فرمود ( 18 سوره نجم ) : « محققا از آيات بزرگتر پروردگارش ديد » آيات خدا جز خدا است ، خدا فرموده است : « او را در علم خود نگنجانند » اگر ديدههايش توانند ديد در علم بشر گنجانيده شده است و به شخص شناخته شده . ابو قره عرض كرد : پس اين همه روايات را دروغ بشماريم ، امام ( ع ) فرمود : وقتى روايات با قرآن مخالف باشند آنها را بايد دروغ بدانى آنچه مورد اتفاق مسلمانها است اين است كه :
1 - « خدا در علم بشر گنجانيده نشود » ( 110 سوره طه ) .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٧٩