تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
( 1 ) بماند پير نگردد ، از چيزى نعرهء ترس نزند بلكه از ترسش همه چيز نعره كشد ، زنده است نه به زندگى پديدارى و نه به بود قابل وصفى و نه كيفيت قابل تعريفى و نه بر جاى حيز بخشى و نه مكانى كه همسايه پذيرد ، بلكه زنده‌اى است سرشناس و ملكى است كه توانائى و سلطنتش هميشه بر جا است ، آنچه به محض آنكه خواست به مشيت خود آفريد نه محدود است و نه تبعيض شود و نه نيست گردد ، سر آغاز هستى است بىچگونگى و انجام آن است بىجايگزينى ، همه چيز نابود است جز نمايش او ، از آن او است آفرينش و فرمان ، مبارك باد خدا پروردگار جهانيان . واى بر تو اى سئوال‌كننده ، به راستى پروردگارم دستخوش اوهام نگردد و شبهه‌اى در پيرامونش نچرخد و سرگردانى ندارد و چيزى به حريم ذاتش نگذرد و پيشامدى برايش رخ ندهد ، مسئول چيزى نگردد ، بر چيزى پشيمانى نكشد ، چرتش نبرد و خواب ندارد ، از آن او است هر چه در آسمانها و زمين و ميان آنها است و آنچه زير خاك است . ( 2 ) 4 - يهود گرد خاخام بزرگ انجمن كردند و گفتند : اين مرد ( مقصودشان امير مؤمنان ( ع ) بود ) دانشمند است ما را نزد او ببر تا از او پرسش كنيم ، خدمت آن حضرت آمدند و به آنها گفته شد : آقا در كاخ حكومتى است ، به انتظارش ماندند تا برگشت ، خاخام بزرگ به عرض او رسانيد كه : ما آمديم چيزى بپرسيم ، فرمود : اى يهودى ، بپرس از هر چه خواهى ، گفت : من از تو مىپرسم كه پروردگارت از كى بوده است ؟ فرمود : بوده است بىهست‌شدن ، بوده است بىچگونگى ، هميشه بوده بدون اندازه و بىكيفيت پديد شدن ، پيش از وى براى او نيست ، او خود پيش از هر پيش است و
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 261 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى