( 1 ) 10 ) : « بلكه دروغ شمردند آنچه را به علم آن احاطه ندارند ، مردم همه به امر و نهى محصورند و به گفتار حق مأمور و رخصت اقامت بر نادانى ندارند ، به آنها فرموده بپرسند و دين را خوب بفهمند » و چنين گفته ( 124 سوره 9 ) :
( 2 ) « بايد از هر فرقهاى يك طايفه بسيج شوند تا دين را خوب بفهمند و چون به قوم خود برگردند آنان را از بىدينى بترسانند » و گفته است ( 46 سوره 16 ) : « بپرسيد از اهل ذكر اگر بوديد كه نمىدانستيد » . اگر تندرستان سالم را مىرسيد كه به نادانى بمانند به آنها فرمان پرسش نمىداد و نيازى به انگيزش رسولان با كتب و آداب نبود و مردم در اين صورت چون حيوانات بودند و چون كوران و زمينگيرها و اگر بدين وضع بودند يك چشم بهم زدن نمىماندند و چون زيست آنان وابستهء پرورش و آموزش است بايست هر تندرست و ابزار بدستى مؤدب و رهنما و بشير و فرماندهى داشته باشد و مشمول پرورش و آموزش و پرستش و مسئوليت گردد .
( 3 ) بهتر چيزى كه شخص عاقل برگيرد و مدبر هوشمند بخواهد و موفق درست رو در آن بكوشد علم به دين و معرفت روشى است كه خدا خلقش را به پرستش واداشته از توحيد و قوانين و احكام و امر و نهى و غدقنها و آداب خود ، چون حجت تمام است و تكليف ثابت و عمر كوتاه و مسامحه ناروا ، شرط روش خداپرستى آن است كه مردم همه فرائض او را با علم و يقين و بينائى انجام دهند تا اين انجام وظيفه نزد پروردگار پسند باشد و موجب ثواب و پاداش بزرگ او گردد ، زيرا كسى كه ندانسته انجام وظيفه كند نداند چه انجام مىدهد و به دستور چه كس كار مىكند و چون نادان است اعتماد به كار خود ندارد و خود هم باور نمىكند كه ديندارى كرده
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 21
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢١