حال : با اقامهء دليل علمى ، موضوعات مذكور مرتفع شده و از بين مىروند ، چرا ؟ زيرا كه : پس از علم به واقع ديگر شكى وجود ندارد تا اين اصول جريان يابند .
( * ) چرا با آمدن دليل ، شكى باقى نمىماند ؟
زيرا عدم اجتماع علم به چيزى با شك در آن از بديهيات است .
( * ) حاصل مطلب در ( الا انّه لا يفيد الّا حكما ظاهريا . . . ) چيست ؟
اين است كه : حكم ظاهرى بر آنگونه حكمى گفته مىشود كه :
1 - براى موضوع مشكوك جعل شده باشد مثل حكمى كه در موارد اصول عمليه جعل شده .
2 - حكم مجعولهاى باشد در موضوعى كه حكم واقعىاش مورد شك باشد ، اعم از اينكه شك ، قيد برايش باشد و يا ظرف .
( * ) نتيجهء تعميم در مطلب دوّم چيست ؟
اين است كه : با اين تعميم مىتوان حكم ظاهرى را شامل مفاد اصول و امارات هر دو دانست .
( * ) حاصل مطلب در ( على حجيّة الشهرة الدّالة . . . الخ ) چيست ؟
اشاره دارد به جهت حجيّت اماره در اثبات حكم شرعى و فرعى بدين معنا كه امارهء ظنّى : گاهى به اعتبار افادهء ظنّ حجّت است ، چنان كه انسداديون در زمان انسداد علم ، عمل به آن را حجّت مىدانند .
و گاهى با قطعنظر از مفيد ظنّ بودنش ، حجيّت بوده و معتبر است ، چرا كه دليل شرعى قطعى بر اعتبار آن اقامه شده است مثل : ظواهر قرآن و سنت كه اجماع بر حجيّت آنها منعقد گرديده است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 25
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٥