تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
اصلحك الله مانند منى به تو رأى و نظر بدهم ؟ فرمود : آرى چون با تو مشورت كنم . 25 - همان : بسندش تا حسن بن جهم كه ما در حضور امام رضا ( ع ) بوديم و نام پدرش را برديم فرمود عقلش را با عقل ديگران چگونه نتوان شمرد ولى با اين حال بسا كه با يكى از برده‌هاى سياه خود مشورت ميكرد و به آن حضرت گفته شد : تو با مانند اين سياه مشورت كنى ؟ فرمود : اگر خدا تبارك و تعالى خواهد زبانش بصلاح گشايد ، فرمود : بسا كه به آن حضرت نظرى ميدادند و آن را به كار مىبست در باره مزرعه و بستان . 26 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه ميفرمود : با مرد خردمند پارسا مشورت كن كه او جز به خير نظر ندهد ، و مبادا خلاف آن كنى زيرا مخالفت با پارساى خردمند تباهى در دين و دنيا است . 27 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : مشورت با خردمند خيرخواه رشد و ميمنت و توفيق از خداست و بپرهيز از اينكه با گفته خردمند خيرخواه مخالفت كنى كه هلاكت در آنست . 28 - همان : بسندش تا امام ششم كه فرمود : چه مانع است براى شما كه چون گرفتارى طاقت فرسا بشما رو آورد كه مشورت كند با خردمند ديندار و پارسا مشورت كند ، سپس آن حضرت فرمود : آگاه باش كه چون اين كار كند خدايش واننهد بلكه بالا برد و به كارهاى خوب و خدا پسند رساند . 29 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) هر كه مشورت كند با برادرش و وى با رأى پاك خيرخواهش نگردد خدا عز و جل رأى او را ببرد ( يعنى خردش را كور كند مترجم ) . 30 - همان : بسندش از امام ششم ( ع ) كه مشورت نشايد مگر با شرائط آن و هر كه آنها را بداند خوب است و گر نه زيانش بر مشورتخواه بيش از سودش باشد ، يكم اينكه طرف مشورت خردمند باشد دوم اينكه آزاد و ديندار باشد . سوم اينكه يار و برادر باشد ، چهارم اينكه رازت را به او بگوئى كه چون خودت آن را بداند و آن را نهان دارد ، زيرا چون خردمند باشد از مشورتش سود برى و چون آزاد و ديندار باشد در خيرخواهى تو بكوشد ، و چون يار و برادر راز تو را كه بر آن آگاه شده نهان دارد ، و اگر چون خودت برازت آگاه شود مشورت بكمال انجام گيرد . 31 - همان : بسندش تا امام باقر ( ع ) بدنبال كسى باش كه تو را بگرياند و خيرخواهت باشد نه كسى كه تو را بخنداند و با تو دغلى كند و البته كه همه نزد خدا برويد و بدانيد . 32 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه مؤمن از يك خصلت بىنياز نباشد كه سه