13 - همان : بسندش تا امير مؤمنان ( ع ) كه رسول خدا ( ص ) مرا به يمن فرستاد به من سفارش ميكرد اى على كسى كه خبر جويد حيران نشود ، و آنكه مشورت كند پشيمان نگردد ، اى على شب رو باش كه زمين در شب كوتاه گردد نه در روز اى على بامداد را بنام خدا بگشا كه خداى تعالى بركت داده بامتم در بامداد آنها .
14 - همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه از خردمند راه حق جوئيد و او را نافرمانى نكنيد كه پشيمان شويد .
15 - در حديث اربعماه على ( ع ) فرمود : سقوط نكند كسى كه مشورت كند .
16 - محاسن : با سندى گويد برسول خدا گفته شد : دورانديشى چيست ؟ فرمود :
مشورت با صاحبنظران و پيروى آنان .
17 - همان : بسندش تا امام ششم كه در وصيت رسول خدا ( ص ) بعلى بود كه پشتيبانى محكمتر از مشورت و نه عقلى چون تدبير .
18 - همان : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه در تورات چهار سطر است : هر كه مشورت نكند پشيمان شود ، فقر بزرگترين مرگ است ، و چنان كه جزا دهى جزا بينى ، و هر كه پادشاه شود خودخواه گردد .
19 - همان : بسندش تا امام ششم كه مشورت كن در كارت با كسانى كه از پروردگارشان ميترسند .
20 - بسندش تا امام ششم ( ع ) كه كسى از مشورت كردن هلاك نشود .
21 - همان : بسندش تا على ( ع ) كه در سخن خود فرمود : در گفتار خود با كسانى مشورت كن كه از خدا ميترسند .
22 - همان : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه مردى آمد نزد امير المؤمنين ( ع ) و گفت :
آمدم با تو مشورت كنم ، راستش حسن و حسين و عبد الله بن جعفر آمدند و دخترم را خواستگارى كردند ، امير مؤمنان فرمود مستشار بايد امين باشد اما حسن بسيار طلاق ميدهد ولى او را بحسين بده كه براى دخترت بهتر است .
23 - همان : بسندى از معمر بن خلاد كه يك بنده از امام رضا ( ع ) مرد بنام سعد ، و به من فرمود نظر بده در باره كسى كه فضيلت و امانتى دارد ، گفتم : من بشما نظر بدهم ؟ و خشمگينانه به من فرمود : رسول خدا ( ص ) هم با اصحاب خود مشورت ميكرد و سپس به آنچه خدا ميخواست تصميم ميگرفت .
24 - همان : بسندش از فضيل كه يك بار امام ششم ( ع ) در امرى با من مشورت كرد و گفتم
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 68
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٨