تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
فرمود : تكلف كنان را دوست ندارم . 32 - زهد النبى : بسندش تا پيغمبر ( ص ) كه فرمود : هر كه براى خودنمائى و شهرت اطعام كند خدايش از صديد دوزخ بخوراند و آن خوراك را در شكمش آتش سازد تا دادگرى مردم در روز قيامت بپايان رسد . 33 - دعوات راوندى : پيغمبر ( ص ) فرمود : هر كس به برادرش شيرينى خوراند خدا تلخى مرگ را از كامش ببرد و امير مؤمنان ( ع ) فرمود : نيروى تنها خوردنست و نيروى جانها خوراندن . و امام صادق ( ع ) فرمود : هر كه گرسنه‌اى را سير كند خدا برايش در بهشت جوئى روان سازد و فرمود : سليمان ( ع ) به مهمانهاى خود گوشت با نان مغز گندم ميخوراند و به عيال خود نان خشكار ميخوراند و خودش نان جو با سبوس مىخورد . و فرمود : مستمندان را به پا و آنها را سير كن كه خداى تعالى ميفرمايد ( 48 سوره سبا ) باطل را پديد نياورده و آن را باز نياورد .

باب نود و دوم در باره تعارف كردن خوراك و غيره به برادر مؤمن

.

اخبار باب

: 1 - محاسن : تا جعفرى از پدرش كه رسول خدا ( ص ) در يك غزوه بود و نماز ميكرد كه كاروانى به آن حضرت گذر كردند و در برابر اصحاب آن حضرت ايستادند و از حال رسول خدا پرسيدند و بر آن حضرت دعا و ثنا كردند و گفتند : اگر شتابزده نبوديم بانتظار آن حضرت مىمانديم سلام ما را به آن حضرت برسانيد و رفتند ، و رسول خدا ( ص ) خشمناك از نماز برگشت و به آنها گفت : كاروان در بر شما بايستد و از من بپرسد و به من سلام برساند و شما به آنها تعارف چاشت نكنيد سخت است بر مردمى كه در ميان آنها دوستم جعفر باشد كه از او بگذرند تا نزد او چاشت نخورند . 2 - همان : بسندى تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : چون برادرت به تو وارد شد خوراك به او عرضه كن و اگر نخورد آبش بده و اگر ننوشيد ، وضوء به او تعارف كن ( يعنى دست و رو شستن ) . 3 - همان : بسندش كه يكى از دوستان امام صادق ( ع ) نزدش آمد و سلامش داد و به پسرش اسماعيل هم همراهش بود سلام داد و نشست و چون آن حضرت برگشت ( گويا از مسجد ) آن مرد هم با او برگشت و چون آن حضرت بدر خانه‌اش رسيد وارد شد و آن مرد را رها كرد و پسرش گفت : پدر جان به او تعارف نكردى كه وارد شود ، فرمود : در خور من نبود كه او را وارد كنم ، گفت او هم بىتعارف وارد نشود ، فرمود : پسر جانم من بد دارم خدا مرا از تعارفىها
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 294 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى