تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
آمرزش ميخواهى ؟ گفت : ابراهيم ( ع ) هم براى پدرش آمرزش خواست و ندانستم چه جوابش دهم و آن را به پيغمبر ( ص ) گفتم و خدا فرو فرستاد ( 144 - التوبه ) و نبود استغفار ابراهيم براى پدرش جز براى وعده‌اى كه به دو داده بود و چون روشن شد برايش كه او دشمن خداست از او بيزارى جست " فرمود : چون پدرش مرد برايش روشن شد كه دشمن خداست و برايش آمرزش نخواست . 10 - تفسير نعمانى : بسندى از امير مؤمنان ( ع ) فرمود : و اما رخصتى كه اختيار آورد آنست كه خدا نهى كرده مؤمن را از دوست گرفتن كافر سپس به او منت نهاده برخصت در مقام تقيه كه در ظاهر بموافقت با او روزه دارد و افطار كند و مانند او نماز بخواند و كار دينى كند و به او بنمايد كه مانند او كار مىكند ولى بايد در باطن بدين حق خدا باشد بخلاف آنچه از ترس به مخالفان نشان ميدهد كه سركار امتند خدا فرموده ( 28 - آل عمران ) مؤمنان كافران را دوست خود نگيرند در برابر مؤمنان و هر كه چنين كند نزد خدا چيزى نيست جز براى اينكه از آنها تقيه كنيد و خدا شما را از خود بر حذر ميدارد " اين رخصتى است كه بدان بر مؤمنان تفضل كرده از مهربانى تا آن را به كار بندند براى تقيه در ظاهر . 11 - كتاب صفات الشيعه صدوق : بسندش تا امام رضا ( ع ) كه ميفرمود : هر كه پيوندد با كسى كه از ما بريده يا ببرد از آنكه با ما پيوسته يا بدگوى ما را مدح كند و يا مخالف ما را گرامى دارد از ما نباشد و از او نباشيم . و بسند ديگر : از امام رضا ( ع ) كه فرمود : هر كه دوستدارد دشمنان خدا را دشمن داشته دوستان خدا را و هر كه دشمن دارد دوستان خدا را خدا را دشمن داشته و سزاست كه خدايش بدوزخ درآورد . و بسندش : از امام رضا ( ع ) كه بوشاء فرمود : راستى برخى دوستان ما اهل بيت كسى باشد كه فتنه‌انگيزتر است براى شيعه ما از دجال گفتم : يا ابن رسول الله براى چه ؟ فرمود : بدوستى با دشمنان ما و دشمنى با دوستانمان كه چون چنين باشد حق و باطل بهم آميزند و امر مشتبه شود و مؤمن از منافق شناخته نشود . و بسندش از امام صادق ( ع ) كه هر كه دشمنى از ما را سير كند البته كه دوستى از ما را كشته . 12 - نوادر راوندى : بسندش از رسول خدا ( ص ) كه نهى فرمود : از كره مشركان يعنى هديه‌هاى كفار حربى . 13 - كتاب استدراك : گفت متوكل روزى يك نويسنده ترسا را با نوح خواند و انكار كردند كافر كتابى ، را بكنيه نام برند و از فقهاء فتوى خواست و اختلاف كردند و از امام هادى