6 - سرائر : از سيارى كه شنيدم امام رضا ( ع ) ميفرمود : مردى آمد نزد رسول خدا ( ص ) و آن حضرت در خانه عايشه بود و چون منزل خود را به آن حضرت اعلام كرد فرمود : چه بد تبارى دارد ، و نزد او رفت و به او دست داد و برويش خنديد و چون برگشت نزد عايشه به آن حضرت گفت : در باره او چنان گفتى و نزد او رفتى با او دست دادى و برويش خنديدى و فرمودش از مردم بد آنها باشند كه از زبانشان بايد ترسيد گويد : و شنيدمش ميفرمود خدا عز و جل در قرآنش از مردى بكنايه تعبير كرده با اينكه صاحب نيرو و عزتست چه رسد بما .
7 - اختصاص : رسول خدا ( ص ) فرمود : بهتر مردم آنكه مردم از او سود برند ، و بدتر مردم آنكه از او آزار كشند ، و بدتر از او آنكه از ترسش او را احترام كنند و بدتر از آن آنكه دينش را بدنياى ديگرى بفروشد .
8 - حسين بن سعيد نزديك بمضمون شماره 6 را آورده با اندك اختلافى در تعبير .
9 - كافى ( مضمون شماره 6 و 7 را آورده جز كه در آخر فرموده از بدتر بندههاى خدا آنكه همنشينى او بد است براى بدزبانى او ) .
بيان ( پس از شرح الفاظ گويد : اين حديث را مخالفين هم از عروه بن زبير آوردند كه گفت : عايشه مرا باز گفت كه مردى اذن خواست براى ورود برسول خدا ( ص ) فرمود اذنش دهيد چه بد پسر عشيرهايست و چون نزد حضرتش آمد به او به نرمى سخن گفت : عايشه گفت من به آن حضرت گفتم يا رسول الله در باره او چنان گفتى وانگاه به نرمى با او گفتگو كردى ؟
فرمود : اى عايشه بد مقامترين مردم نزد خدا روز قيامت كسى كه مردم او را وانهند و از او بگذرند از ترس هرزهدرائى او .
عياض گفته چه بد و او را غيبت كرده و آن مرد عيينة بن حصن فزارى است و در آن وقت مسلمان نبوده و در حديث است كه فاسق و بدعتگزار غيبت ندارد و اگر هم مسلمان بوده آن حضرت خواسته در اين تعبير حال او را بيان كند و اين خود يك معجزه است زيرا مرتد شد و او را نزد ابى بكر آوردند و با عمر هم داستانى دارد ، و باز در حديث است كه مدارا با فاسقان و كفار مباح است و بسا مستحب بخلاف سازشكارى حرام و فرق اينست كه مدارا بذل دنيا است بصلاح دين يا دنيا و سازشكارى بذل دين است براى صلاح دنيا و پيغمبر از خوش و بش خود به او بخشيد و او را مدح نكرد تا خلاف باشد و دو زبان گردد چه آن حضرت منزه است از آن و اين حديث او بنياديست براى جواز مدارا و غيبت اهل فسق و بدعت قرطبى گفته پيش از فتح مسلمان شده و بقولى پس از آن ولى حديث او را از بدترين مردم دانسته بدرگاه خدا و چنين نباشد جز كه عمرش بكفر سرآيد و او از مؤلفه و از جفا
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٦