در " القربى " بجاى ضمير است و مىشود بده بخويش حق او را گفتند : مقصود همه خويشانست و اگر چنين بود بايد "
ذَوِي الْقُرْبى
" يا اولى القربى ميگفت چنانچه در آيه "
آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى
" است و در آيه ( 22 : النور ) است كه كوتاهى نكنند صاحبان فضل و وسعت رزق كه بدهند بخويشاوندان ، بلكه منظور يكنفر است از خويشاوندان و جز فاطمه عليها السلام نباشد كه نزديكتر خويشان آن حضرتست به دو ( سپس حق را در خمس و انفال معين كرده است به دليل آيات قرآن از پاورقى ص 88 مترجم ) .
اخبار باب :
1 - قرب الاسناد : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : صله رحم كن گر چه با شربتى از آب و بهتر صله رحم بازداشتن آزار است از او .
و فرمود : صله رحم مرگ را پس اندازد ، و مال را فزون سازد ، و دوستى در خاندان اندازد .
2 - از همان : بسندش تا رسول خدا ( ص ) كه فرمود : راستش احسان كردن جلو مردنهاى بد را بگيرد ، راستش كه صدقه خشم پروردگار را فرو نهد ، و صله رحم عمر را افزايد و فقر را براندازد ، و گفتن : لا حول و لا قوه الا بالله ، ذكرى است كه در آن درمان 99 درد است كه كمتر آنها اندوه است .
3 - تفسير قمى ، در باره تفسير آيه 21 - الرعد : بسندش از امام هفتم ( ع ) ، فرمود :
رحم آل محمد آويزه عرش است ميگويد : بار خدايا صله كن با هر كه به من صله كند ، و ببر از هر كه با من قطع كند ، و اين در باره هر رحمى جاريست .
4 - امالى صدوق ، امير مؤمنان بنوف بكالى فرمود : اى نوف صله كن با رحمت تا فزايد خدا بر عمرت گويم برخى اخبار در باب جوامع مكارم گذشت و برخى در باب بر والدين .
5 - خصال : بسندش تا پيغمبر ( ص ) كه فرمود : هر كه شاد است روزيش فراوان شود ، و مرگش پس افتد صله رحم كند .
6 - امالى صدوق در مناهى نبى فرمود : هر كه خودش يا مالش روانه شود تا صله رحم كند خدا عز و جل به او ثواب صد شهيد دهد ، و بهر گامى چهل هزار حسنه دارد و 40 هزار سيئه از او محو شود ، و بمانند آن درجه او بالا رود و گويا صد سال عبادت خدا كرده شكيبا و خدا خواه .
7 - خصال : بسندش تا امام چهارم كه فرمود : گامزدنى محبوبتر نباشد نزد خدا عز و جل