گفتم : چرا ، فرمود : با او درشتى نكن .
71 - محاسن : بسندش تا امام صادق ( ع ) فرمود : مردى نزد رسول خدا ( ص ) آمد و گفت من آمدم تا بمسلمانى با تو بيعت كنم ، آن حضرت فرمود : من با تو بيعت كنم بر اينكه پدرت را بكشى ؟ گفت : ارى آن حضرت فرمود : راستش ما به خدا شما را فرمان بكشتن پدرتان ندهيم ، ولى اكنون دانستم ايمانت حقيقى است ، و اينكه جز خدا در دلت نيست فرمان بريد از پدرانتان در آنچه فرمان دهند بشما و فرمانشان نبريد در گناهان خدائى .
72 - فقه الرضا : بر تو باد فرمان برى از پدر و نيكى به او ، و تواضع و خشوع و احترام او ، و فرود آواز در حضور او ، زيرا پدر اصل پسر است و پسر فرع او ، اگر او نبود خدا پسر را مقدر نميكرد ، در راه آنان مال و جاه و جان را فدا كنيد .
من روايت دارم كه : تو و مالت از پدرت است ، جان و مال را از آن او دانسته ، در دنيا بخوشى پيرو آنان باشيد و با حقشناسى ، و پس از مردن براشان دعاء كنيد و بر آنها رحمت خواهيد ، زيرا روايت است كه هر كه پدرش را در زندگى او حقشناسى كند و پس از مردنش براش دعا نكند خدا او را عاق ناميده ، استاد اخلاق خوب و مسائل دين ، بجاى پدر است ، و حق او را دارد ، حق او را بشناسيد ، و بدان كه حق مادر واجبتر و لازمتر حق است ، زيرا برداشته در آنجا كه كسى ديگرى را برندارد ، و نگهبانى كرده با گوش و ديده و همه اندام خود شاد و خرم بدان ، و با خود برداشته است با همه ناگوارى ، و آنچه كسى بر آن شكيبا نباشد ، خواسته خودش گرسنه باشد و فرزندش سير و تشنه باشد و او سيراب ، و برهنه باشد و او در جامه ، در سايه باشد و او برابر آفتاب ، و بايد با نيكى و نرمش از او تشكر كنى تا توانى بدان اندازه و اگر چه طاقت اداى حقش را نداريد جز بكمك خدا ، و خدا عز و جل حق او را قرين حق خود ساخته كه ( در 14 : لقمان ) فرموده تشكر كن براى من و براى پدر و مادرت و بسوى من است برگشت .
و روايت است كه در همه كارهاى نيك بنده را شايد كه باوج آنها رسد جز در سه حق :
حق رسول خدا و حق پدر و حق مادر از خدا خواهيم يارى بر آن را .
73 - فقه الرضا : روايت دارم از عالم كه به مردى فرمود : تو را پدر و مادريست ؟ گفت :
نه ، فرمود : تو را فرزنديست ؟ گفت : آرى فرمود بفرزندت نيكى كن كه در حساب نيكى به والدينت باشد .
و روايت است كه فرمود : نيكى كنيد بفرزندانتان و احسان كنيد بدانها ، زيرا پندارند شما روزيشان ميدهيد و روايت است كه ابرار ناميده شدند براى برو احسان به پدران و فرزندان
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 49
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٩