فضل اطعام شاد كردن مؤمن و گرامى داشتن او و برآوردن نياز او است و همه اينها در دارا هم هست و گذشت كه گونه گونگى فضيلت بگونه گونه بودن خوراك دهان و خوراك خوران و نيتها و احوال است و شرائط ديگر قبول عمل . . . و مىشود كه كم گفتن مقدار ثواب در برخى اخبار براى ضعف خرد شنوندهها يا مصالح ديگر باشد .
75 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه فرمود : خوراكى كه برادر مسلمانم نزد من بخورد دوستتر دارم از آزاد كردن يك بنده .
بيان ( در اعراب لفظ حديث ) .
76 - كافى : بسندش تا امام ششم كه به صفوان جمال فرمود : اگر يكى از برادرانم را سير كنم دوستتر دارم از اينكه وارد اين بازار شما شوم و يك سر آدمى را بخرم و آزادش كنم .
بيان : يعنى چه بنده باشد و چه كنيز .
77 - كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) فرمود اگر پنج درهم بردارم و به اين بازار شما بروم و خوراكى با آن بخرم و چند نفر از مسلمانها را جمع كنم ( تا آن را بخورند ) دوستتر دارم از اينكه يك بنده آزاد كنم .
78 - كافى : بسندش از امام ششم ( ع ) كه از محمد بن على ( امام باقر ع ) پرسيدند چه عملى برابر است با آزاد كردن بنده ؟ فرمود : خوراك دادن بمسلمانى .
بيان : بقولى برابرى شامل برترى هم مىشود .
79 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) ، فرمود : من چيزى را ندانم كه با ديدار مؤمن برابر باشد جز اطعام مؤمن و بر خداست كه هر كه مؤمنى را خوراك دهد به او از خوراك بهشت بخوراند .
80 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) فرمود : اگر مؤمن نيازمندى را خوراك دهم دوستتر دارم از اينكه او را ديدن كنم و اگرش ديدن كنم دوستتر دارم از اينكه ده بنده آزاد كنم .
81 - كافى : بسندش تا امام ششم ( ع ) كه هر كس مؤمن توانگرى را خوراك دهد برابر است برايش با اينكه بندهاى از فرزندان اسماعيل را از كشته شدن برهاند و هر كه مؤمن نيازمندى را خوراك دهد برابر است با اينكه صد تا از اولاد اسماعيل را آزاد كند و از كشته شدن برهاند .
بيان : ( در باره اعراب و اختلاف نسخهها در الفاظ حديث كه ترجمهاش براى عموم سودى ندارد مترجم ) .
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٢