بيان : بر تو بايد يعنى واجب و لازم است ، اينكه فرمود : سود نرسانى تا دوستش دارى يعنى دعوى دوستى كه سودى ندارد دروغ است - تا گويد در اخبار ديگر آمده كه روزى تو و روزى خانوادهات را آوردند ، و اين درست است تا جمله بعد معناى تازهاى بدهد .
71 - كافى : بسندش از ابى محمد وابشى كه نزد امام ششم گفتگوى ياران ما شد و من گفتم چاشت و شامى نخورم جز كه از آنها دو و سه و كمتر و بيشتر بهمراه من باشند ، آن حضرت فرمود : فضل آنها بر تو بزرگتر است از فضل تو بر آنها ، گفتم : قربانت چگونه با اينكه من از خوراكم به آنها بخورانم و از مال خود خرجشان كنم و خانوادهام به آنها خدمت كنند ؟ فرمود :
راستش اينست كه چون به تو وارد شوند روزى بسيارى از خدا عز و جل برايت وارد كنند و چون بدر آيند با آمرزش تو بدر آيند .
بيان : . . . چاشت در آغاز روز است و شام در آخر روز و آغاز شب ، خدمت خانواده به آماده كردن وسائل مهمانيست و در روايات ديگر است كه خدمتكارم به آنها خدمت مىكند ، روزى بسيار آرند يعنى بيش از آنچه خرج آنها مىشود . . .
72 - كافى : بسندش از امام باقر ( ع ) فرمود : اگر يك مسلمانى را خوراك دهم دوستتر دارم از اينكه افقى از مردم را آزاد كنم ، راوى گويد ، گفتم : افق چه اندازه است ؟ فرمود : ده هزار .
بيان : منافاتى با آنچه در روايت ابى بصير گذشت كه افق صد هزار است ندارد چون در آنجا اطعام صد هزار بود و در اينجا آزاد كردن ده هزار است و مقصود از افق شمار بسيار است و با هر دو تفسير سازگار است يا مقصود اهل يك ناحيه است كه آن هم كم و بيش دارد . . . و اشاره دارد كه عتق و آزاد كردن ده برابر اطعام است و مقصود از مردم يا مؤمن غير كامل است و يا مصتضعف چنانچه گذشت .
73 - كافى : بسندش تا ربعى كه امام ششم ( ع ) فرمود : هر كه بخوراند برادرش را در راه خدا ثواب كسى دارد كه فئامى از مردم را بخوراند گفتم : فئام چه باشد ؟ فرمود : صد هزار از مردم بيان : ( در تفسير لفظ فئام از قول جوهرى صاحب صحاح ) .
74 - كافى : بسندش تا سدير صيرفى كه امام ششم ( ع ) به من فرمود : چه بازت دارد از اينكه هر روزى يك بنده را آزاد كنى گفتم : مال من بدان رسا نيست ، فرمود : هر روزى يك مسلمانى را خوراك بده ، گفتم : دارا باشد يا ندار ؟ فرمود : دارا هم بسا كه خواستار خوراك است .
بيان : دارا هم بسا خواستار خوراك است بيان فراگيريست بذكر علت آن زيرا علت
بحار الأنوار ( ج 71 و 72 ) ( آداب معاشرت ) ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤١