قيامت ، و حرام من حرام است تا روز قيامت آگاه كه خدا عز و جل هر دو را در قرآن خود بيان كرده و من هم در روش و سنتم بيان كردم و ميان اين دو شبهه باشد از شيطان و بدعتها پس از من ، هر كه آنها را وانهد امر دينش خوبست و هم مردانگى و آبرويش بجا است و هر كه به آنها آلوده شود و در آنها اندر شود و از آنها پيروى كند چون كسى باشد كه گوسفندش را نزديك غرقگاه چراند و هر كه چنين كند نفسش او را بكشاند تا آنها را در غرقگاه بچراند آگاه كه هر پادشاهى را غرقگاهى باشد آگاه كه غرقگاه خدا عز و جل محرمات او است خود را از غرقگاه خدا و محرماتش بر كنار داريد ، آگاه كه دوست داشتن مؤمن بزرگترين پايه ايمان است آگاه كه هر كه در راه خدا دوست دارد و در راه خدا دشمن دارد ، و براى خدا بدهد و براى خدا عز و جل دريغ كند از مؤمنان پاك است نزد خدا تبارك و تعالى آگاه كه دو مؤمن چون براى خدا عز و جل هم را دوست دارند و با هم يك دل باشند براى خدا چون يك تن باشند كه اگر جايى از تن يكيشان درد گيرد ديگرى در همان جا درد آن را دريابد .
باب نوزدهم : همه مؤمنان يك دگر را دوست دارند انواع برادران و دوستان
1 - امالى طوسى : بسندش تا سدير كه گفتم : به امام ششم ( ع ) من به مردى برخورم كه او را نديدم و او هم مرا نديده در زمانى كه گذشته تا امروز ديدار كه او خوب دوست دارم و چون با او سخن گويم دريابم كه او هم چون من مرا دوست ميدارد و به من همين را ميگويد فرمود :
اى سدير درست گفتى دلهاى نيكان بهم درآميزند هنگام برخورد و اگر چه بهم با زبان اظهار دوستى نداشتند بسرعت آميختن قطرههاى باران با آب جويها ، و راستى دورى دل نابكاران از هم هنگام برخوردشان و اگر چه با زبان اظهار دوستى كنند چون دورى دل حيوانات بهيمه است از مهر بهم و گر چه مدت دراز در يك چراگاه باشند .
2 - خصال : بسندش تا امام باقر ( ع ) كه مردى در بصره برابر امير مؤمنان ايستاد و گفت اى امير مؤمنان بما گزارش ده از وضع برادران ، فرمود : برادران دو دستهاند برادران مورد اعتماد ، و برادران خوشرو و خوشگو اما برادران مورد اعتماد دست و بال و اهل و مالند ، و اگر به برادرت اعتماد دارى از مال و تنت به او بخشش كن ، و يك دل باش با هر كه يك دل است ، و دشمن دارد هر كه او را دشمن دارد ، و راز و عيبش را بپوش و نيكى او را فاش كن و بدان اى