مقدمهء مصحح
صدر المتألهين جامعيت - انسانمدارى
از آغاز جوانى ، با همهء ناتوانى ، شور وشوق فراوانى به خوشهچينى از خرمن معارف أرباب نظر وسالكان طريقت داشتم ، واكنون در واپسين سالهاى عمر ، هنوز سراپاى وجودم از اين سودا مشتعل است . در اين ميان دلبستگى واشتياقم به مطالعهء آثار فكرى صدر المتألهين بيشتر از حكماى ديگر بوده است . من هميشه بر اين باور بودهام كه ملاصدرا در بين متفكران اسلامى ، تافتهاى جدابافته است . امتياز أو نسبت به ساير أساطين حكمت ، بطوركلى ناشى از دو خصوصيت است . نخست جامعيت وسپس انسانگرائى .
اين جامعيت را حكيم ما آسان فرا چنگ نياورده است :
« پيشترها ، در آغاز جوانى ، آنچه در توان داشتم ، صرف فلسفهء الهى كردم واز كوشش در اين راه باز نايستادم تا به سهم خود بدان دست يافتم . از آثار حكيمان پيشين ودانشمندان بازپسين ، پيروى كردم واز نتايج آراء ونظريات ايشان بهره يافتم . هرچه از كتابهاى يونانيان ومعلمان بزرگ مىيافتم ، مطالعه مىكردم ونكتههاى مهم را برمىگزيدم . . . بر آن بودم كه كتابهائى مشتمل بر خلاصهء آراء مشائيان ، اشراقيان ورواقيان بنويسم ؛ با مطالبى كه در كتابهاى حكماى پيشين يافت نشود . . .
اما موانعى بر سر راه خود داشتم كه مرا از رسيدن به آرزويم ،