تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
زنهار طمع مدار الا ز خدا * كين رغبت خلق نيم‌ساعت باشد

لكاتبه بهاء الدين محمد

جور كم به ز لطف كم باشد * كه نمك بر جراحتم باشد
جور كم بوى لطف آيد ازو * لطف كم محض جور زايد ازو
لطف دلدار اين قدر بايد * كه رقيبى از أو برشك آيد

للاوحد الكرماني

در خانه دلم گرفت از تنهائى * رفتم بچمن چو بلبل شيدائى
چون ديد مرا سرو سهى سر جنباند * يعني بچه دلخوشي به بستان آئى

مجد همگر

مرا ز روى تعجب معاندي پرسيد * پدر ز روى چه معنى نداشت روح اللّه
جواب دادم وگفتم كه أو مبشر بود * بأحمد قرشي جمع خلق را زاله
مبشر از پى آن تا كه مژده آرد زود * روا بود كه دو منزل يكى كند در راه

عبدي گنابدي

هركه سخن را بسخن ضم كند * قطرهء از خون جگر كم كند

من المثنوى المعنوي

باده نى در هر سرى شر مىكند * آن‌چنان را آن‌چنان‌تر مىكند
گر بود عاقل نكوتر مىشود * ور بود ديوانه بدتر مىشود
ليك چون أغلب بدند وبدپسند * بر همه مى را محرم كرده‌اند
حكم أغلب راست چون أغلب بدند * تيغ را از دست رهزن استدند

من ملاجامي

مجموعهء كونين بآئين سبق * كرديم تفحص « 1 » ورقا بعد ورق
هامش
( 1 ) در بعض نسخ تصفح است وهو دو بمعناى جستجو كردن است .
الكشكول — صفحة 82 | الشيخ البهائي العاملي / محمد الكرمي