نتواند و سوز دلش آرام نگيرد .
معاويه گفت : ولى اين ياران من اگرم از دست بدهند نه چنين در بارهء من گويند و نه سوز دلى چنين برايم دارند .
وانگه رو بيارانش كرد و گفت : به خدا اگر شما همه فراهم شويد آيا از من سخنى بپردازيد مانند سخن اين پسر بچه از يار خود على ؟ و گفتند : عمرو بن عاص در پاسخ او گفت : صحابه هم وزن صاحب و سرور خود باشند .
چند شعر كه از امير مؤمنان ( ع ) روايت است
1 - چون بدانى كه جدائى * جدائى از زندگى نزديك نزديك است 2 - و اينكه آماده كن كوچيدن * براى روز كوچ درست فهم درست فهم است 3 - و اينكه پيشدارندهء قوت خود * بر آنچه كه از دست رود بسيار نكوهيده است 4 - و تو با اين وضع به خود نيائى * و كار تو عجيب عجيب است
112 - امير مؤمنان ( ع ) فرمود : نعمتى از دست قومى نرود و نه رفاه زندگى جز بسبب گناهانى كه مرتكب شدند راستش خداوند هيچ ستمكار به بندهها نيست .
113 - بما خبر رسيده كه از سخنان خدا تعالى كه به بنى اسرائيل فرو فرستاده اينست كه : منم خدا ، نيست شايستهء پرستشى جز من داراى مهلت هستم ، مستمند كن زنا كارم و بىنمازها را رها نكنم جز برهنه و لخت .
114 - رسول خدا ( ص ) فرمود : با نعمت خدا خوش همسايه باشيد ، از آنها دلتنگ نشويد و آنها را گريز ندهيد زيرا اگر گريزان شدند كم باشد كه از مردمى گريزند و باز بدانها برگردند .
115 - و فرمود ( ص ) : هر كه گويد : خدا دنيا را زشت كناد ، دنيا گويد : خدا زشت كند نافرمانتر ما را براى پروردگار .
116 - و فرمود ( ص ) : هر كه از حرامهاى خدا پارسا باشد عابد است ، و هر كه بقسمت خدا خشنود باشد توانگر است و هر كس خوش همسايه باشد با همسايهء خود مسلمان است و هر كس با مردم چنان رفتار كند كه دوست دارد با او همانطور رفتار