به بخشش امير دارم عبد الملك به او گفت اگر به من بگوئى چه خويشى ميان اولاد شما بوجود آيد هر گاه هر دو فرزند دار شويد به تو بخشش كنم گفت : اى امير اين حميد بن بجدل فرمانده سپاه و كارگزار دربار تو است از او بپرس اگر درست جواب گفت من محروم باشم از بخشش تو و اگر خطا كرد عذر مرا بپذير عبد الملك بجدلى را خواست و از او پرسيد و پاسخ داد اى امير مؤمنان مرا به حساب علم انساب سردار نكردى بلكه به حساب نيزه زنى در ميدان نبرد و پاسخ او را دادند كه يكى عموى ديگرى شود و آن ديگر دائى او باشد ، مسأله : مردى بنام زيد زنى گرفته و دخترش را به پسر خود عمرو داده و هر دو پسر آوردند ميان اين دو پسر چه خويشاوندى است ؟
جواب : پسر زيد از آن زن عموى پسر عمرو است از دختر آن زن و هم دائى او است زيرا برادر پدر است از طرف پدر و برادر مادر است از طرف مادرش و آن ديگر كه پسر پسر زيد است برادر زاده و خواهر زاده او است .
مسأله ديگر : زيد زنى گرفته و خواهرش را به پسر خود عمرو داده و هر دو خواهر پسر آوردند اين دو پسر با هم چه خويشى دارند ؟
جواب ، پسر پسر زيد كه پدر است عموى پسر عمرو و خاله زاده او است و پسر عمرو خواهر زاده و خاله زاده نوه عمرو مىشود .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 459
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٤٥٩