و قول او - در آل عمران آيه 160 - راستى در آفرينش آسمانها و زمين و گردش شب و روز آياتيست براى خردمندان .
و قول او - الذاريات آيه 20 در زمين آياتيست براى باوركنندهها 21 و در وجود خود شماها آيا بينا نباشيد ؟ و قول او - سوره الغاشيه آيه 47 آيا ننگرند بشتر كه چگونه آفريده شده 18 و به آسمان كه چگونه بالا برده شده 19 و بكوهها كه چگونه وادار شدند 20 و به زمين كه چگونه پهن شده ، و ما ميدانيم كه مقصودى ندارد جز نظر اعتبار و تفكر و اگر آن حضرت آنان را به صرف تقليد دعوت كرده بود و استدلال از آنان نخواسته بود نزول اين آيات بىمعنا بود ، و اگر ميخواست قولش را بتقليد بپذيرند بىانديشه و اعتبار نيازى نبود بآيات و معجزاتى كه بدست آن حضرت انجام شدند و اما پذيرش قول آن حضرت پس از قيام دليل بر صدق او تسليم به حق است و تقليد نيست زيرا قول او يقين است و شك ندارد مانند گفته امامان عليهم السلام و رجوع بفتواشان در شرع اسلام .
اگر گويد پس فرق ميان تقليد و تسليم را براى ما روشن كن .
بگو تقليد قبول قول كسى است كه صدق او معلوم نيست « 1 »
هامش
( 1 ) مقصود اينست كه استدلال بر دو وجه است :
1 - استدلال تفصيلى نسبت بهر مسألهاى تا بسر حد يقين رسد مانند اصول دين كه هر كس به اندازه فهم خود بايد دليل يقين آورى بدست آورد .
2 - استدلال كلى و اجمالى كه مايه يقين و باور است مانند احكام فروع دين زيرا چون بيقين پيغمبر ص و امام شناخته شدند يقين حاصل شود بدرستى سخن آنها در بيان احكام و اخبار و هر چه از زبان آنان شنيده شود يقين به صحت آن حاصل باشد گر چه حكمت و مصلحت آن دانسته نشود و اينست مقصود از تسليم در برابر تقليد صرف كه يقين آور نيست نه بطور تفصيل و نه بطور اجمال ( مترجم )