تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣

فصل : پرسش و بيان پاسخ

اگر كسى از تو پرسيد نخست واجب از طرف خدا بر تو چيست ؟ بگو انديشه‌اى كه بشناخت او كشاند . اگر گفت براى چه بدين گفته معتقدى ؟ بگو چون خدا تعالى شناخت خود را واجب كرده و راهى جز انديشه و فكر ندارد . اگر گفت : اگر شناخت خدا عز و جل دريافت نشود جز با فكر و نظر بايد هر كه در آن مقلد شود خداشناس نباشد ؟ بگو آرى همين است ، اگر گفت : پس بايد همه مقلدان در خداشناسى بدوزخ روند ؟ بگو خردمند توانا چون از فكر و استدلال دست كشد و بتقليد مردم اكتفاء كند خدا را مخالفت كرده و از فرمان و خواست او رو گردانده و تقليد او انجام وظيفه واجب او نبوده و اين مخالفت و تقصير را كيفر سزا است جز اينكه هر كه در عقيده و مذهب حق مقلد شده اميدواريم خدا ازو درگذرد و بر او تفضل كند ولى اين اميد را براى مقلد عقيده و مذهب باطل نداريم ، و بر هر مكلفى به اندازه توانش انديشه و استدلال لازم است تا آنجا كه دريافت دارد ولى كوته‌فكر ناتوان كه دريافت درستى در امور ندارد همان تمسك اجمالى او به ظاهر آنچه مسلمانان دارند او را بس باشد . اگر گويد : چگونه تقليد بر خردمندان روشنفكر زشت است و ناروا با اينكه همه مردم مقلد رسول خدا بودند در آنچه از پروردگار عالم گزارش ميداد و از آنها همان را پسنديد و بدان چه شما گوئيد وادارشان نكرد . بگو پناه به خدا كه چنين گوئيم و بدان معتقد باشيم و رسول خدا هم از همه مردم به صرف تقليد بىفكر و انديشه راضى نبود و آنان را جز باستدلال دعوت نكرد و با آيات قرآن مجيد آنان را بدان آگاه كرد چون قول خدا سبحانه سوره الاعراف 184 آيا نظر نكنند در ملكوت آسمانها و زمين و هر آنچه خدا آفريده .