با اينكه مردمى بودند سخنور و شيوا و فرزانه و خردمند و ستيزهجو و سربلند و در برابر سركوفت شكيبا نبودند و تن زير بار درمانده كردن خود نمىدادند و شيوه آنان در فخر فروشى و به خود باليدن و مسابقه دادن در سخنورى و خطابه و شعر با يك ديگر معروف و شناخته شده است . و روگردانى آنان از معارضه با قرآن و آوردن مانند يك سوره از آن گواه است كه براشان نشدنى بود و در آن درمانده شدند و قرآن برتر از نيروى سخنورى آنان بود : و اينكه در برابر پيغمبر رو به نبردهاى سخت آوردند و از مسابقه در سخنورى دست كشيدند بيان روشنى است كه آن براشان آسانتر بوده و كدام خردمند است كارى را پيش گيرد كه در آن تلف مال و بخطر انداختن جانست با اينكه ميتواند با گفتار و سخنورى بهدف خود برسد ، اين چيزيست كه معقول نباشد و خيال آن را هم نبايد كرد ، و اين درماندگى آنان معجزهايست كه دليل صحت نبوت او است .
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي
ص٢٠٥