تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
به او بد ميگفت در سخنرانى خود و چرت مرا درگرفت و خوابم برد و در خواب ديدم گور شكافته شد و كسى از آن سر بدر آورد و گفت : رسول خدا ص را آزار دادى خدا تو را لعنت كند . 52 - بسندش تا ابن عباس كه پيغمبر ص فرمود : خدا تبارك و تعالى قطره‌هاى باران را از روى بنى اسرائيل باز گرفت براى اينكه در بارهء پيغمبران خود بدبين شدند و راستش خداوند قطره‌هاى باران را از روى اين امت اسلام باز گيرد براى دشمنى آنها با على بن ابى طالب . 53 - بسندش تا خلف بن هرون عبدى كه من نزد عبد اللَّه بن عمر نشسته بودم و رافع بن ازرق در آمد و گفت به خدا كه من دشمنم با على ع و ابن عمر سر برداشت و گفت : خدايت دشمن دارد واى بر تو دشمن دارى مردى را كه يكى از فضائل پيشين او بهتر است از همهء دنيا و آنچه در آنست . پس بدان چه از اخبار يادآور شديم و روايت كرديم روشن شد كه واپس اين امت اسلامى سرآغاز امت را لعن كرد و متاخران آن پيشتازان آن را دشنام دادند و لعن اين خبر رو بسوى دشمنان امير مؤمنان و عيبجويان آن حضرت دارد . 54 - بسندش تا اعمش از ابى هريره كه من نزد پيغمبر ص بودم كه على بن ابى طالب پيشامد و آن حضرت به من فرمود : ميدانى اين كيست ؟ گفتم اين على بن ابى طالب است و پيغمبر ص فرمود : اين دريائى است خروشان ، اين خورشيديست تابان ، از فرات بخشنده‌تر است و دست بازتر و دلش از سراسر جهان پهناورتر است و هر كه ناخواه و دشمن او است بر او باد لعنت خداوند . 55 - بسندش تا موسى بن اسماعيل كه پدرش باز گفت از موسى بن جعفر ع بسندش از پدرانش تا حسين بن على ( امام سوم ) ع كه رسول خدا ص فرمود : در بهشت درآمدم و ديدم بر در آن با طلا نوشته است لا إله الا اللَّه ، محمد حبيب اللَّه ، على بن ابى طالب ولى اللَّه ، فاطمه امة اللَّه الحسن و الحسين صفوة اللَّه بر دشمنانشان لعنت خدا باد . 56 - بسندش تا مسلم بزاز كه ابى هريرة به من باز گفت كه رسول خدا ص فرمود
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 175 | أبي الفتح محمد بن علي الكراجكي / محمد باقر كمره‌اى