تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
از گناهش گذرم تندى او را بخشم * تا كه بىيار نمانم بجهان

از ديگرى

گر كسى چشم بپوشد ز جفاهاى صديق * يا كه از پاره‌اى از بدكنشى و گله‌اش يا كه با دوست نادان بكند سخت عتاب * در جهان يار ندارد بطپد حوصله‌اش

از اياس پسر قائف

توانگران همه اندر وطن شوند مقيم * بلا فقير پراند بپرتگاه ذميم شناس قدر برادر بدهر تا هستيد * بس است مرگ براى جدائى و تقسيم اگر كه كشور بيگانه‌اى كنم ديدار * ز دست من برود هم وطن و يار و نديم

از حاتم بن عبد اللَّه

من نكوشم تا مهار مركبم افزون كشم * تا كه پيش از ديگران از حوض آبى را چشم من نبندم تنگ بر آن مركبم بارش كه زود * رانمش پيش و ز يار خود عنان را بر كشم

ديگرى گفته

چون توانگر شد بياران بخش كرد * وز ندارى جمله را آزاد كرد حزم را از ياد برد و بىدرنگ * تا كه نعمت داشت آن را پخش كرد

ديگرى

آن بنده خدا چه بثروت رسيد و مال * در بين همگنان به كف آورد بىهمال از مال خود نياز برآورد از همه * بخشيد تا شدند برابر بمال و حال

از موسى بن يقطين

جستجو كرد از رفيقان خودش اندر بلاد * بينوايان را ز مال اندوزيش سهمى بداد

از سليمان بن فلاح

دوستى دارم كه با او از ندارى رسته‌ام * چون كه بيند هر ندارى مىكند آن را رفو پوزشم گر زو نخواهم من نياز * از نياز خود بخوابم او نخوابد زان نكو