گل پخته شود ، فرمود : باران بر آنها نباريد تا كارشان بدان جا رسيد كه همديگر را خوردند ، و چون بدينجا رسيدند كه خدا عزّ و جلّ خواست : زنى به ديگرى گفت بيا امروز فرزند مرا با هم بخوريم و فردا فرزند تو را ، گفت بسيار خوب و فرزند او را امروز با هم خوردند و چون گرسنه شدند به ديگرى گفت تا فرزند او را بخورند و او سرباز زد و به او گفت ميان من و تو پيغمبر خدا دانيال حكم باشد و نزد او بمحاكمه رفتند و آن حضرت به آنها فرمود : كار بدينجا رسيده ؟ گفتند :
اى پيغمبر خدا آرى و سختتر است و او دست به آسمان برداشت و فرمود : بار خدا يا بازگردان بما فضلت را و فضل رحمت خود را و شكنجه مده كودكان و خيرمندان - را بگناه كشتيبان و روگردانيش از نعمت تو ، فرمود : خدا به آسمان فرمود :
ببار بر زمين و زمين را فرمود : برويان براى آفريدههايم هر خيرت را كه از آنها فوت شده كه من آن را براى كودك خردسال رحمت آوردم .
20 - در كافى ( 6 / 303 ) بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه گردههاى نانتان را كوچك بسازيد زيرا با هر گرده بركتى است ، يعقوب بن يقطين گفت : ديدم امام رضا گرده را بسوى بالا ميشكست .
بيان : بسوى بالا شكستن دو راه دارد يكى كه روشنتر است اينست كه نان خشك را از دو سو به زير فشار دهند تا از بالا شكسته شود دوم اينكه نان نمدار را از طرف پائين بكشند تا از بالا جدا شود .
21 - در كافى ( 6 / 304 ) بسندش از امام رضا عليه السّلام كه نان را با كارد نبريد آن را بشكنيد ، با عجم مخالف باشيد .
باب دوم - انواع نانها
1 - در كافى ( . . ) بسندش تا امام رضا عليه السّلام كه فضل نان جو بر گندم چون فضل ما است بر ديگر مردم ، هيچ پيغمبرى نبوده جز كه براى خوردن نان جو دعوت كرده و آن را بركت داده و بدرونى در نشود جز كه هر درد را از آن بر آرد