برايش تسبيح گويد .
37 - و از همان ( 580 ) بسندش تا امام پنجم كه يك مشك آبخورى براى امير المؤمنين عليه السّلام آوردند و ايستاده از آن نوشيد .
38 - و از همان ( . . ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه امير المؤمنين عليه السّلام ايستاده نوشيد و آنگه از فزونى آب وضويش ايستاده نوشيد و رو بحسن عليه السّلام كرد و فرمود پسرم من البته ديدم كه جدت رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله چنين كرد .
39 - در همان ( . . ) بسندش از بشير بن غالب كه از حسين عليه السّلام كه هم سفرش بودم از نوشيدن ايستاده پرسيدم و به من پاسخ نداد تا چون فرود آمد ماده شتر برايش آوردند و آن را دوشيد و آنگه مرا خواست و آن را ايستاده نوشيد ( در سه حديث ديگر ايستاده نوشيدن از امام را نقل كرده ) .
43 - و از همان : بسندش از عبد الرحمن بن حجّاج كه نزد ابى جعفر عليه السّلام بودم و عبد الملك قمى وارد شد و گفت : اصلحك اللَّه ، ايستاده بنوشم ؟ فرمود : اگر خواهى ، گفت : بيك نفس بنوشم ؟ فرمود : اگر خواهى ، گفت سجده كنم و دستم زير جامهام باشد ؟ فرمود : اگر خواهى ، و آنگه امام ششم عليه السّلام فرمود : من از اينها و مانندشان بر شما ترسى ندارم .
بيان : از اينها و مانندشان الخ گويا مقصود اينست كه اين امور از سنن و آدابند و ترسى ندارم كه در باره آنها عذاب شويد و همانا ترسم بر شما از واجبات و فرائض است ، و اين دلالت دارد كه اخبار تجويز حمل ببيان جواز شوند نه اينكه آنها از سنن نباشند چنانچه فقهاء بر آن حملشان كردند ، و برخى اخبار اشاره دارند كه اخبار منع و حرمت از راه تقيهاند ، و برخى اصحاب اخبار نوشيدن ايستاده را حمل بنوشيدن در روز نموده چنانچه صدوق يادآورى كرده و ظاهر كلام كلينى و جز آنها است ، و ابو الصلاح در كافى گفته نوشيدن آب ايستاده در شب مكروه است و هم يك بار فرو دادن و بيك نفس نوشيدن و از شكسته كوزه و از طرف دسته
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 238
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٨