تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
آن نوشيدن و سخن مؤلف جامع هم گذشت در اين باره و در دروس گفته : نوشيدن بيك نفس مكروه است و بلكه با سه نفس نوشند ، و بقولى با سه نفس در آب ده بنده است و اگر آزاد باشد بيك نفس نوشند و روايت است كه فرو بردن يكباره مايه درد كباد است كه درد كبد است و ايستاده نوشيدن بد است ، و خوبست نوشيدن با دستها و از آنجا كه در طرف ظرف است نه طرف دسته آن و شكسته آن . 44 - در محاسن ( 581 ) بسندش تا امام هفتم عليه السّلام در باره مردى كه ايستاده آب نوشد ، فرمود : باكى ندارد . 45 - و از همان ( . . ) بسندى تا ائمه عليهم السّلام كه نوشيدن ايستاده نيروبخش‌تر و براى تن بهتر است . در مكارم ( 181 ) مانندش آمده ولى فرموده گواراتر و درست‌تر است و « تن » در آن نيست . 46 - در محاسن ( 572 ) بسندش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه ننوشيد آب را ايستاده . 47 - در محاسن ( . . ) بسندى تا امام ششم عليه السّلام كه نوشيدن آب ايستاده خوراك را گوارا كند و نوشيدن آب در شب زردآب آورد و هر كه شب آب نوشد و گويد اى آب بر تو درود از آب زمزم و آب فرات برايش زيان ندارد . در مكارم : بىسند مانندش آمده جز اينكه در آنست : هر كه ايستاده آب نوشد گوارا باشد در روز و در آنست كه سه بار بگويد درود بر تو ( . . ) 48 - در كافى ( 6 / 384 ) بسندش تا امام ششم عليه السّلام كه چون خواهى در شب آب نوشى ظرفش را بجنبان و بگو اى آب ! آب زمزم و فرات به تو درود رسانند . 49 - در محاسن ( 583 ) بسندش از سيف طحّان كه نزد امام ششم عليه السّلام بودم و مردى از قريش در بر او بود و امام آب خواست و غلام آب در قدح ريخت و آن حضرت نوشيد و ته‌مانده‌اش را به من كه در كنارش بودم داد و آن را نوشيدم و آنگه فرمود : اى غلام آب بريز و آب ريخت و به آن مرد قرشى داد .