تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
3 - در محاسن ( 405 ) بسندش از آزاد كرده امّ هانى كه گذر كردم به امام ششم و بارزش يك اشرفى خوراك در رداء من بود ، به من فرمود : اى ابا فلانى چگونه صبح كردى ؟ گفتم : قربانت به من فرمائى چگونه صبح كردى و اين خوراك را بيك اشرفى طلا خريدم ، فرمود : نگويمت چطور آن را بخورى ؟ گفتم : چرا ، فرمود قدحى بياور و در آن آب و زيت و نمك بريز و آن را تريد كن و بخور و انگشتانت را بليس . بيان : اين را بيك اشرفى طلا خريدم گويا شكايت از گرانى است يا بسيارى عيال . 4 - در محاسن ( 482 ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه سركه وزيت از خوراك مسلمانانند ، بسند ديگر مانندش را آورده . 5 - و از همان ( . . ) بسندش تا على عليه السّلام كه خانه‌اى بىنانخورش نشوند كه با سركه و زيت نانخورش دارند كه نانخورش پيغمبرانند . 6 - در محاسن ( . . ) بسندش از عجلان كه با امام ششم عليه السّلام شام خوردم پس از نماز عشاء كه شيوه آن حضرت بود و سركه و زيت و گوشت سرد آوردند ، و گوشت را جدا ميكرد و به من ميداد و خودش سركه و زيت مىخورد ، گفتم اصلحك اللَّه سركه و زيت ميخورى و گوشت را به من وانهى ، فرمود : اين خوراك ما و خوراك پيغمبرانست . 7 - و از همان ( 483 ) بسندش از خالد بن نجيح كه با امام ششم عليه السّلام و امام هفتم عليه السّلام در ماه رمضان افطار ميكردم و نخست افطاريش كاسه ثريد سركه و زيت بود كه كمترين خوراكش از آن سه لقمه بود وانگه قدح خوراك را مياوردند . بيان : قدح را مياوردند ، يعنى كاسه بزرگ كه گوشت و مانندش در آن بود . 8 - در محاسن ( . . ) بسندش از امام ششم عليه السّلام كه دوسترين نانخورشها نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله سركه بود و زيت كه خوراك پيغمبران بودند .