به زودى در رگها رود و غذا را با خود برد و بول را گشايد و قبض آرد و بار ديگر در خود معده بماند و آن را بگزد تا خوراك را دفع كند و اسهال آرد و انكار نسخه دادن آن به اسهالى قصوريست از منكر ، و ديگرى گفته : طب پيغمبر درمانى است بيقين چون از وحى است و طب جز او بيشتر از حدس و تجربه است ، و بسا كه طب پيغمبر براى برخى كه به كار زنند نتيجه ندهد براى وجود مانعى از تاثير چون سستى عقيده و ناپذيرائى ، و نمونه روشنترش خود قرآن است كه درمان بيمارى دلها است و با اين وضع براى برخى درمان نباشد براى قصور عقيده و پذيرش بلكه براى منافق پليدى بر پليدى افزايد و مرض روى مرض آرد ، طب پيغمبر مناسب نباشد جز تنهاى پاك را چنانچه طب قرآن اثر نكند جز در دلهاى پاك و اللَّه اعلم .
ابن جوزى در باره اينكه پيغمبر عسل را نسخه شكمروه داده چهار قول آورده :
1 - عموم آيه كه عسل درمانست و پيغمبر بدان اشاره كرد كه فرمود : صدق اللَّه يعنى در اينكه فرموده شفاء مردم است و چون از اين حكمتش آگهى داد پذيرفت و شفا يافت بفرمان خدا .
2 - نسخه بنا بر عادت عرب بوده كه عسل را درمان هر درد مىآوردند .
3 - بيمارى كه اين نسخه به دو داده شده دچار هيضه بوده چنانچه بيانش گذشت .
4 - دستور آن حضرت عسل پخته بوده كه بلغم را بندد و او بار يكم نپخته نوشيده و اثر نكرده پايان - قول دوم و چهارم سستند ، و در سخن خطابى احتمال ديگر آيد و آن اينست كه درمان براى شخص نامبرده ببركت نسخه پيغمبر و بركت دعاء او بود و خاص او است نه هر كس و اين هم سست است و مؤيد يكم خبر ابن مسعود است كه بچسبد به درمان با عسل و قرآن و هم روايت از علي عليه السّلام كه هر كدام شما دردى گرفت از صداق زنش درهمى بخشش گيرد و با آن انگبين خرد و آب باران برگيرد و فراهم سازد گوارا ، خوشمزه ، درمان و مبارك كه ابن أبى حاتم آن را در تفسير خود آورده با سند حسن پايان .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 104
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٠٤